تبليغاتX

بخوان به نام خدايي كه آفريد تو را و انسان را از علق.بخوان كه خداي تو كريم ترين وجودهاست ؛ خداييست كه توسط قلم تعليم داد و به انسان انچه نمي دانست آموخت.علق5

  
خورشید نبوت
محمد(ص)ابتدای آشناییست از این آغاز،پایان جداییست

TinyPic image زندگی نامه

TinyPic image سخنان گهر بار   TinyPic image سیره

TinyPic image دل نوشته  TinyPic image محمد (ص) و قرآن  TinyPic image ستايش  TinyPic image مکتب الرسول


TinyPic image آلبوم نور  TinyPic image حکایات و روایات  TinyPic image تقویم  TinyPic image سیمای پیامبر اسلام


TinyPic image عنایات ویژه به پیامبر اسلام  TinyPic image عبادت پیامبر  TinyPic image زیارت نامه ها

TinyPic imageمحمد(ص)در کلام بزرگانTinyPic imageپژوهش ها


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/12/21ساعت 17:31 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

Image hosting by TinyPic

به مناسبت سال پيامبر اكرم (ص)

استان : یزد

شهرستان : اردکان

لينك ثابت نوشته شده در 87/07/18ساعت 11:58 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 

 

لينك ثابت نوشته شده در 86/03/30ساعت 8:56 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 ....... و چه خسته و دل شکسته است این پدر  از این داغ ...

دکتر علی شریعتی

متن یکی از سخنرانی های  دکتر علی شریعتی

" فاطمه، فاطمه است "

« امروز سوم جماد‌ي‌الثاني است . سال يازدهم هجرت، سال وفات پدر. كودكانش را

يكايك بوسيد: حسن، هفت ساله، حسين، شش ساله، زينب، پنج ساله و ام كلثوم سه

ساله .

و اينك لحظه‌ي وداع با علي! چه دشوار است. اكنون علي بايد در دنيا بماند. سي سال

ديگر! فرستاد “ام رافع ” بيايد، وي خدمتكار پيغمبر بود. از او خواست كه :

- اي كنيز خدا، بر من آب بريز تا خود را شست‌وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتي،

غسل كرد و سپس جامه‌هاي نويي را كه پس از مرگ پدر كنار افكنده بود و سياه

پوشيده بود، پوشيد، گويي از عزاي پدر بيرون آمده است و اكنون به ديدار او مي‌رود .

به ام رافع گفت :

ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران .

آرام و سبكبار بر بستر خفت، رو به قبله كرد، در انتظار ماند .

لحظه‌اي گذشت و لحظاتي ...

ناگهان از خانه شيون برخاست .

پلك‌هايش را فروبست و چشم‌هايش را به روي محبوبش ـ كه در انتظار او بود‌ ـ گشود .

شمعي از آتش و رنج، در خانه‌ علي خاموش شد و علي تنها ماند. با كودكانش .

از علي خواسته بود تا او را شب دفن كنند، گورش را كسي نشناسد، آن دو شيخ از

جنازه‌اش تشييع نكنند و علي چنين كرد .

اما كسي نمي‌داند كه چگونه؟ و هنوز نمي‌داند كجا؟

در خانه‌اش؟ يا در بقيع؟ معلوم نيست .

و كجاي بقيع؟ معلوم نيست .

آنچه معلوم است،‌ رنج علي است، امشب، بر گور فاطمه .

مدينه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته‌اند. سكوت مرموز شب گوش

به گفت‌وگوي آرام علي دارد .

و علي كه سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه، بي‌پيغمبر، بي‌فاطمه.

همچون كوهي از درد، بر سر خاك فاطمه نشسته است .

ساعت‌ها است .

شب ـ خاموش و غمگين ـ زمزمه‌ي درد او را گوش مي‌دهد، بقيع آرام و خوشبخت و

مدينه بي‌وفا و بدبخت، سكوت كرده‌اند، قبر‌هاي بيدار و خانه‌هاي خفته مي‌شنوند .

نسيم نيمه شب كلماتي را كه به سختي از جان علي برمي‌آيد، از سر گور فاطمه به خانه‌

خاموش پيغمبر مي‌برد :

ـ “بر تو، از من و از دخترت ـ كه در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پيوست، سلام اي

رسول خدا “.

ـ “از سرگذشت عزيز تو ـ اي رسول خدا ـ شكيبايي من كاست و چالاكي من به ضعف

گراييد. اما، در پي سهمگيني فراق تو و سختي مصيبت تو، مرا اكنون جاي شكيب

هست .

“ من تو را در شكافته گورت خواباندم و در ميانه‌ حلقوم و سينه من جان دادي، “انا لله و

انا اليه راجعون ”.

وديعه را بازگرداندند و گروگان را بگرفتند، اما اندوه من ابدي است و اما شبم بي‌خواب،

تا آنگاه كه خدا خانه‌اي را كه تو در آن نشيمن داري، برايم برگزيند .

هم‌اكنون دخترت تو را خبر خواهد كرد كه قوم تو بر ستمكاري در حق او همداستان

شدند. به اصرار از او همه چيز را بپرس و سرگذشت را از او خبر گير. اينها همه شد، با اين

كه از عهد تو ديري نگذشته است و ياد تو از خاطر نرفته است .

بر هر دوي شما سلام. سلام وداع كنننده‌اي كه نه خشمگين است، نه ملول .

لحظه‌اي سكوت نمود، خستگي يك عمر رنج را ناگهان در جانش احساس كرد. گويي با هر

يك از اين كلمات، كه از عمق جانش كنده مي‌شد ـ قطعه‌اي از هستي‌اش را از دست

داده است .

درمانده و بيچاره بر جا مانده؛ نمي‌دانست چه كند؛ بماند؟ بازگردد؟ چگونه فاطمه را،

اين‌جا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟ شهر، گويي ديوي است كه در ظلمت

زشت شب كمين كرده است. با هزاران توطئه و خيانت و بي‌شرمي انتظار او را

مي‌كشد .

و چگونه بماند؟ كودكان؟ مردم؟ حقيقت؟ مسؤوليت‌هايي كه تنها چشم به راه اويند و

رسالت سنگيني كه بر آن پيمان بسته است؟

درد چندان سهمگين است كه روح تواناي او را بيچاره كرده است. نمي‌تواند تصميم

بگيرد، ترديد جانش را آزار مي‌دهد، برود؟ بماند؟

احساس مي‌كند كه از هر دو كار عاجز است، نمي‌داند كه چه خواهد كرد؟

به فاطمه توضيح مي‌دهد: “اگر از پيش تو بروم، نه از آن رو است كه از ماندن نزد تو

ملول گشته‌ام، و اگر همين جا ماندم، نه از آن رو است كه به وعده‌اي كه خدا به مردم

صبور داده است بدگمان شده‌ام ”.

آنگاه برخاست، ايستاد، به خانه‌ پيغمبر رو كرد، با حالتي كه در احساس نمي‌گنجيد،

گويي مي‌خواست به او بگويد كه اين “وديعه‌ي عزيز”ي را كه به من سپرده‌اي، اكنون به

سوي تو بازمي‌گردانم، سخنش را بشنو. از او بخواه، به اصرار بخواه تا برايت همه چيز را

بگويد، تا آن‌چه را پس از تو ديد يكايك برايت برشمارد .

فاطمه اين‌چنين زيست و اين‌چنين مرد و پس از مرگش زندگي ديگري را در تاريخ آغاز

كرد. در چهره همه‌ ستمديدگان ـ كه بعدها در تاريخ اسلام بسيار شدند ـ هاله‌اي از

فاطمه پيدا بود. غصب شدگان، پايمال شدگان و همه‌ قربانيان زور و فريب نام فاطمه

را شعار خويش داشتند. ياد فاطمه، با عشق‌ها و عاطفه‌ها و ايمان‌هاي شگفت زنان و

مرداني كه در طول تاريخ اسلام براي آزادي و عدالت مي‌جنگيدند، در توالي قرون، پرورش

مي‌يافت و در زير تازيانه‌هاي بي‌رحم و خونين خلافت‌هاي جور و حكومت‌هاي بيداد و

غصب، رشد مي‌يافت و همه‌ دل‌هاي مجروح را لبريز مي‌ساخت .

اين است كه همه جا در تاريخ ملت‌هاي مسلمان و توده‌هاي محروم در امت اسلامي،

فاطمه منبع الهام آزادي و حق‌خواهي و عدالت‌طلبي و مبارزه با ستم و قساوت و

تبعيض بوده است .

از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه، يك “زن” بود، آن‌چنان كه

اسلام مي‌خواهد كه زن باشد . تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم كرده بود و او را در

كوره‌هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش‌هاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و

ناب ساخته بود .

وي در همه‌ي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود .

مظهر يك “دختر”، در برابر پدرش .

مظهر يك “همسر” در برابر شويش .

مظهر يك “مادر” در برابر فرزندانش .

مظهر يك “زن مبارز و مسؤول” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش .

وي خود يك “امام” است، يعني يك نمونه‌ي مثالي، يك تيپ ايده‌آل براي زن، يك

“اسوه”، يك “شاهد” براي هر زني كه مي‌خواهد “شدن خويش” را خود انتخاب كند .

او با طفوليت شگفتش، با مبارزه‌ي مدامش در دو جبهه‌ي خارجي و داخلي، در خانه‌ي

پدرش، خانه‌ي همسرش، در جامعه‌اش، در انديشه و رفتار و زندگيش، “چگونه بودن” را

به زن پاسخ مي‌داد .

نمي‌دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند .

در ميان همه جلوه‌هاي خيره كننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من

شگفت‌انگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و هم‌پرواز روح عظيم علي

است .

او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در

او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمان‌هاي بزرگش مي‌نگريست و انيس

خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي‌هايش .

اين است كه علي هم او را به گونه‌ ديگري مي‌نگرد و هم فرزندان او را .

پس از فاطمه، علي همسراني مي‌گيرد و از آنان فرزنداني مي‌يابد. اما از همان آغاز،

فرزندان خويش را كه از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا مي‌كند. اينان را “بني‌علي ”

مي‌خواند و آنان را “بني‌فاطمه ”.

شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر نيز ديديم كه او را به

گونه‌ي ديگر مي‌بيند. از همه‌ي دخترانش تنها به او سخت مي‌گيرد، از همه‌ تنها به او

تكيه مي‌كند. او را ـ در خردسالي ـ مخاطب دعوت بزرگ خويش مي‌گيرد .

نمي‌دانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟

خواستم از “بوسوئه” تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لويي،

از “مريم” سخن مي‌گفت . گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه‌ سخنوران عالم

درباره مريم داد سخن داده‌اند .

هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت‌ها در شرق و غرب،

ارزش‌هاي مريم را بيان كرده‌اند .

هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم همه‌ ذوق و قدرت

خلاقه‌شان را به كار گرفته‌اند .

هزار و هفتصد سال است كه همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پيكرسازان بشر، در نشان دادن

سيما و حالات مريم هنرمندي‌هاي اعجاز‌گر كرده‌اند .

اما مجموعه‌ گفته‌ها و انديشه‌ها و كوشش‌ها و هنرمندي‌هاي همه در طول اين قرن‌هاي

بسيار، به اندازه‌ اين كلمه نتوانسته‌اند عظمت‌هاي مريم را بازگويند كه: “مريم، مادر

عيسي است ”.

و من خواستم با چنين شيوه‌اي از فاطمه بگويم. باز درماندم :

خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه ‌ي بزرگ است .

ديدم فاطمه نيست .

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است .

ديدم كه فاطمه نيست .

خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است .

ديدم كه فاطمه نيست .

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است .

ديدم كه فاطمه نيست .

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است .

باز ديدم كه فاطمه نيست . نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست . فاطمه،

فاطمه است ».

 

لينك ثابت نوشته شده در 86/03/09ساعت 8:43 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 

آن حضرت از صميم دل از دنيا اعراض كرده بود ، دنيا را خانه ي قرار نمي ديد و

 

يادش را در دل خود كشته و از بين برده بود .

 

از اساس تعلق خاطري به دنيا نداشت و دل به زخارف آن نبسته بود تا جايي كه

 

دوست مي داشت زينت دنيا را حتي به چشم هم نبيند .

 

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/20ساعت 23:52 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

رسول خدا(ص):

   

نفس خود را از 3 چيز پرهيز مي داد :

 

1) مجادله

 

2) پر حرفي

 

3)گفتن حرف هاي خارج از موضوع

 

 و

 

نسبت به مردم نيز از 3 چيز پرهيز مي كرد :

 

1)هرگز احدي را سرزنش نمي كرد

 

2)هرگز عيوب مردم را جستجو نمي كرد

 

۳)هيچ گاه حرف نمي زد مگر آنجا كه اميد ثواب در آن مي داشت

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/20ساعت 23:48 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 

در منزل:

 

رسول خدا (ص) وقتي به منزل مي رفت ، وقت خود را به 3 بخش تقسيم مي كرد ، بخشي را براي

 

عبادت ، بخشي براي اهل بيت و بخشي را به خود اختصاص مي داد....و قسمتي از وقت خودش را به

 

رسيدگي به امور مردم صرف مي كرد.

 

در خارج از منزل:

 

پيامبر (ص) زبان خود را از بيهوده باز مي داشت ، با مردم انس مي گرفت و آنان را از خود رنجيده

 

خاطر نمي كرد .

 

بزرگ هر قومي را احترام مي كرد و سرپرستي امور قوم را به او واگذار مي كرد.

 

هر عمل نيكي را تحسين و تقويت مي كرد و هر عمل زشتي را تقبيح مي نمود.

 

در همه ي امور ميانه رو بود و افراط و تفريط نمي كرد.

 

در مجالس:

 

رسول خدا (ص) هيچ نشست و برخاستي نمي كرد مگر با ذكر خدا ، در هيچ مجلسي جاي مخصوصي انتخاب

 

نمي كرد و از صدر نشيني نهي مي فرمود و در مجالس حق همه را ادا مي نمود ؛ به طوري كه احدي از

 

همنشينان احساس نمي كرد كه از ديگران در نزد او محترم تر است.

 

در ميان هم نشينان:

 

پيامبر (ص) هميشه خوش رو و نرم خو بود ؛ خشن ، درشت خو و مداح نبود . به هر چه ميل و رغبت

نداشت در قيافه ظاهر نمي كرد . اميدواران را نا اميد نمي كرد و صاحبان حاجت را ياري مي نمود .

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/20ساعت 23:11 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 

Image hosting by TinyPic

حديث شريف كساء

بِسَنَدٍ صَحيحٍ عَنْ جابِرِ بْنِ عَبْدِاللّهِ الاَْنْصارى ؛
به سندى صحيح از جابر بن عبداللّه انصارى روايت شده ؛

عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ عَلَيْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
از فاطمه زهرا سلام اللّه عليها دختر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ،
قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ اللَّهِ فى بَعْضِ الاَْيّامِ
جابر گويد شنيدم از فاطمه زهرا كه فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در بعضى از روزها
فَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَيْكَ السَّلامُ قالَ
و فرمود: سلام بر تو اى فاطمه در پاسخش گفتم : بر تو باد سلام فرمود
:
اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعيذُكَ بِاللَّهِ يا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ
من در بدنم سستى و ضعفى درك مى كنم ، گفتم : پناه مى دهم تو را به خدا اى پدرجان از سستى و ضعف
فَقَالَ يا فاطِمَةُ ايتينى بِالْكِساَّءِ الْيَمانى فَغَطّينى بِهِ فَاَتَيْتُهُ بِالْكِساَّءِ الْيَمانى
فرمود: اى فاطمه بياور برايم كساء يمانى را و مرا بدان بپوشان من كساء يمانى را برايش آوردم
فَغَطَّيْتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَيْهِ وَاِذا وَجْهُهُ يَتَلاَْلَؤُ كَاَنَّهُ الْبَدْرُ
و او را بدان پوشاندم و هم چنان بدو مى نگريستم و در آن حال چهره اش مى درخشيد همانند ماه
فى لَيْلَةِ تَمامِهِ وَكَمالِهِ فَما كانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ
شب چهارده پس ساعتى نگذشت كه ديدم فرزندم حسن وارد شد
قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا قُرَّةَ عَيْنى
و گفت سلام بر تو اى مادر گفتم : بر تو باد سلام اى نور ديده ام
وَثَمَرَةَ فُؤ ادى فَقالَ يا اُمّاهُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَكِ راَّئِحَةً طَيِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُ
و ميوه دلم گفت : مادرجان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى كنم گويا بوى
جَدّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ
جدم رسول خدا است گفتم : آرى همانا جد تو در زير كساء است پس حسن بطرف
نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا جَدّاهُ يا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى
كساء رفت و گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار اى رسول خدا آيا به من اذن مى دهى
اَنْ اَدْخُلَ مَعَكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدى
كه وارد شوم با تو در زير كساء؟ فرمود: بر تو باد سلام اى فرزندم
وَ يا صاحِبَ حَوْضى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَما كانَتْ
و اى صاحب حوض من اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزير كساء رفت
اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحُسَيْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمّاهُ
ساعتى نگذشت كه فرزندم حسين وارد شد و گفت : سلام بر تو اى مادر
فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدى وَيا قُرَّةَ عَيْنى وَثَمَرَةَ فُؤ ادى فَقالَ
گفتم : بر تو باد سلام اى فرزند من و اى نور ديده ام و ميوه دلم فرمود
:
لى يا اُمّاهُ اِنّىَّ اَشَمُّ عِنْدَكِ راَّئِحَةً طَيِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُ جَدّى رَسُولِ اللَّهِ
مادر جان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى كنم گويا بوى جدم رسول خدا است
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّكَ وَاَخاكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ
صلوات خدا بر او و خاندان پاكش باد،
 گفتم آرى همانا جد تو و برادرت در زير كساء هستند
فَدَنَى الْحُسَيْنُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا جَدّاهُ
حسين نزديك كساء رفته گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَكُونَ مَعَكُما تَحْتَ الْكِساَّءِ
سلام بر تو اى كسى كه خدا او را برگزيد آيا به من اذن مى دهى كه داخل شوم با شما در زير كساء
فَقالَ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدى وَيا شافِعَ اُمَّتى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ
فرمود: و بر تو باد سلام اى فرزندم و اى شفاعت كننده امتم به تو اذن دادم پس او نيز با
مَعَهُما تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِكَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍ
آن دو در زير كساء وارد شد در اين هنگام ابوالحسن على بن ابيطالب وارد شد
وَقالَالسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا اَبَا الْحَسَنِ
و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا گفتم : و بر تو باد سلام اى ابا الحسن
وَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ فَقالَ يا فاطِمَةُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَكِ رائِحَةً طَيِّبَةً
و اى امير مؤ منان فرمود: اى فاطمه من بوى خوشى نزد تو استشمام مى كنم
كَاَنَّها راَّئِحَةُ اَخى وَابْنِ عَمّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ وَلَدَيْكَ
با دو فرزندت گويا بوى برادرم و پسر عمويم رسول خدا است ؟ گفتم : آرى اين او است كه
تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ عَلِىُّ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ
در زير كساء هستند پس على نيز بطرف كساء رفت و گفت سلام بر تو اى رسول خدا
اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ قالَ لَهُ
آيا اذن مى دهى كه من نيز با شما در زير كساء باشم رسول خدا به او فرمود:
وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا اَخى يا وَصِيّى وَخَليفَتى وَصاحِبَ لِواَّئى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ
و بر تو باد سلام اى برادر من و اى وصى و خليفه و پرچمدار من به تو اذن دادم
فَدَخَلَ عَلِىُّ تَحْتَ الْكِساَّءِ ثُمَّ اَتَيْتُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقُلْتُ
پس على نيز وارد در زير كساء شد، در اين هنگام من نيز بطرف كساء رفتم و عرض كردم
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبَتاهُ يا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَن اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ
سلام بر تو اى پدرجان اى رسول خدا آيا به من هم اذن مى دهى كه با شما در زير كساء باشم ؟
قالَ وَعَلَيْكِ السَّلامُ يا بِنْتى وَيا بَضْعَتى قَدْ اَذِنْتُ لَكِ فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْكِساَّءِ
فرمود: و بر تو باد سلام اى دخترم و اى پاره تنم به تو هم اذن دادم ، پس من نيز به زير كساء
فَلَمَّا اكْتَمَلْنا جَميعاً تَحْتَ الْكِساَّءِ اَخَذَ اَبى رَسُولُ اللَّهِ
رفتم ، و چون همگى در زير كساء جمع شديم پدرم رسول خدا
بِطَرَفَىِ الْكِساَّءِ وَاَوْمَئَ بِيَدِهِ الْيُمْنى اِلَى السَّماَّءِ وَقالَ اَللّهُمَّ
دو طرف كساء را گرفت و با دست راست بسوى آسمان اشاره كرد و فرمود
: خدايا
اِنَّ هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَيْتى وَخ اَّصَّتى وَح اَّمَّتى لَحْمُهُمْ لَحْمى وَدَمُهُمْ دَمى
اينانند خاندان من و خواص ونزديكانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است
يُؤْلِمُنى ما يُؤْلِمُهُمْ وَيَحْزُنُنى ما يَحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ
مى آزارد مرا هرچه ايشان را بيازارد وبه اندوه مى اندازد مراهرچه ايشان را به اندوه در آورد من در جنگم با هر كه با ايشان بجنگد
وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ
و در صلحم با هر كه با ايشان درصلح است ودشمنم باهركس كه با ايشان دشمنى كند و دوستم با هر كس كه ايشان را دوست دارد
اِنَّهُمْ مِنّى وَاَ نَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِكَ وَبَرَكاتِكَ وَرَحْمَتَكَ وَغُفْرانَكَ
اينان از منند و من از ايشانم پس بفرست درودهاى خود و بركتهايت و مهرت و آمرزشت
وَرِضْوانَكَ عَلَىَّ وَعَلَيْهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهيراً
و خوشنوديت را بر من و بر ايشان و دور كن از ايشان پليدى را و پاكيزه شان كن بخوبى
فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ يا مَلاَّئِكَتى وَ يا سُكّانَ سَمواتى اِنّى ما خَلَقْتُ
پس خداى عزوجل فرمود: اى فرشتگان من و اى ساكنان آسمانهايم براستى كه من نيافريدم
سَماَّءً مَبْنِيَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّةً وَلا قَمَراً مُنيراً وَلا شَمْساً مُضِيَّئَةً
آسمان بنا شده و نه زمين گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان
وَلا فَلَكاً يَدُورُ وَلا بَحْراً يَجْرى وَلا فُلْكاً يَسْرى اِلاّ فى مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِ الْخَمْسَةِ
و نه فلك چرخان و نه درياى روان و نه كشتى در جريان را مگر بخاطر دوستى اين پنج تن
الَّذينَ هُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ الاَْمينُ جِبْراَّئيلُ يا رَبِّ وَمَنْ تَحْتَ الْكِساَّءِ
اينان كه در زير كسايند پس جبرئيل امين عرض كرد: پروردگارا كيانند در زير كساء؟
فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ
خداى عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و كان رسالتند
:
هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها فَقالَ جِبْراَّئيلُ
آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش جبرئيل عرض كرد:
يا رَبِّ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَهْبِطَ اِلَى الاَْرْضِ لاَِكُونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ
پروردگارا آيا به من هم اذن مى دهى كه به زمين فرود آيم تا ششمين آنها باشم خدا فرمود: آرى
قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَهَبَطَ الاَْمينُ جِبْراَّئيلُ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ
به تو اذن دادم پس جبرئيل امين به زمين آمد و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا،
الْعَلِىُّ الاَْعْلى يُقْرِئُكَ السَّلامَ وَيَخُصُّكَ بِالتَّحِيَّةِ وَالاِْكْرامِ وَيَقُولُ لَكَ
(پروردگار) علىّ اعلى سلامت مى رساند و تو را به تحيت و اكرام مخصوص داشته و مى فرمايد
:
وَعِزَّتى وَجَلالى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِيَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّةً
به عزت و جلالم سوگند كه من نيافريدم آسمان بنا شده و نه زمين گسترده
وَلا قَمَراً مُنيراً وَلا شَمْساً مُضَّيئَةً وَلا فَلَكاً يَدُورُ وَلا بَحْراً يَجْرى
و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلك چرخان و نه درياى روان
وَلا فُلْكاً يَسْرى اِلاّ لاَِجْلِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ وَقَدْ اَذِنَ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَكُمْ
و نه كشتى در جريان را مگر براى خاطر شما و محبت و دوستى شما و به من نيز اذن داده است كه با شما
فَهَلْ تَاْذَنُ لى يا رَسُولَ اللَّهِ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ
در زير كساء باشم پس آيا تو هم اى رسول خدا اذنم مى دهى ؟ رسول خدا(ص) فرمود
وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا اَمينَ وَحْىِ اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ جِبْراَّئيلُ مَعَنا
و بر تو باد سلام اى امين وحى خدا آرى به تو هم اذن دادم پس جبرئيل با ما وارد
تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ لاَِبى اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحى اِلَيْكُمْ يَقُولُ
در زير كساء شد و به پدرم گفت : همانا خداوند بسوى شما وحى كرده و مى فرمايد
:
اِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً
حقيقت اين است كه خدا مى خواهد پليدى (و ناپاكى ) را از شما خاندان ببرد و پاكيزه كند شما را پاكيزگى كامل
فَقالَ عَلِىُّ لاَِبى يا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنى ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْكِساَّءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ اللَّهِ
على عليه السلام به پدرم گفت
:اى رسول خدا به من بگو اين جلوس (و نشستن ) ما در زير كساء چه فضيلتى (و چه شرافتى ) نزد خدا دارد؟
فَقالَ النَّبِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِيّاً
پيغمبر (ص) فرمود: سوگند بدان خدائى كه مرا به حق به پيامبرى برانگيخت و به رسالت و نجات دادن (خلق)
ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَفيهِ جَمْعٌ مِنْ شَيعَتِنا وَمُحِبّينا
برگزيد كه ذكر نشود اين خبر (و سرگذشت ) ما در انجمن و محفلى از محافل مردم زمين كه در آن گروهى از شيعيان و دوستان ما باشند
اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَيْهِمُ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِكَةُ وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلى اَنْ يَتَفَرَّقُوا
جز آنكه نازل شود بر ايشان رحمت (حق ) و فرا گيرند ايشان را فرشتگان و براى آنها آمرزش خواهند تا آنگاه كه از دور هم پراكنده شوند،
فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَفازَ شيعَتُنا وَرَبِّ الْكَعْبَةِ
على (كه اين فضيلت را شنيد) فرمود: با اين ترتيب به خدا سوگند ما رستگار شديم و سوگند به پروردگار كعبه كه شيعيان ما نيز رستگار شدند،
فَقالَ النَّبِىُّ ثانِياً يا عَلِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِيّاً
دوباره پيغمبر فرمود: اى على سوگند بدانكه مرا بحق به نبوت
وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِيّاً ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا
برانگيخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزيد ذكر نشود اين خبر (و سرگذشت
( ما
فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَفيهِ جَمْعٌ مِنْ شيعَتِنا وَمُحِبّينا وَفيهِمْ مَهْمُومٌ
درانجمن ومحفلى از محافل مردم زمين كه در آن گروهى از شيعيان و دوستان ما باشند و در ميان آنها اندوهناكى باشد
اِلاّ وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَكَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَةٍ
جز آنكه خدا اندوهش را برطرف كند و نه غمناكى جز آنكه خدا غمش را بگشايد و نه حاجتخواهى باشد
اِلاّ وَ قَضَى اللّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا
جز آنكه خدا حاجتش را برآورد، على گفت : بدين ترتيب به خدا سوگند ما كامياب و سعادتمند شديم و
وَكَذلِكَ شيعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَرَبِّ الْكَعْبَةِ
هم چنين شيعيان ما كامياب و سعادتمند شدند در دنيا و آخرت به پروردگار كعبه سوگند

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/19ساعت 15:47 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 

حضرت رسول اكرم (ص)

 مدیحه

 مرثیه

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/19ساعت 15:45 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 

دعاى مَشلُول

موسوم به دعاء الشّاب الماءخوذ بذنبه منقول از كتب كفعمى و مهج الدّعوات ، و آن دعائى است كه تعليم فرموده آنرا حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام بجوانى كه بواسطه گناه و ستم در حقّ پدر خويش شل شده بود پس اين دعا را خواند در خواب حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله را ديد كه دست بر اندام او ماليد و فرمود محافظت كن بر اسم اعظم خدا كه كار تو بخير خواهد بود پس بيدار شد در حالتى كه تندرست بود و دعا اين است :
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
خدايا از تو مى خواهم به نامت بسم الله الرحمن الرحيم
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكرامِ يا حَىُّ يا قَيّوُمُ يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ
اى صاحب جلال و بزرگوارى اى زنده پاينده اى زنده اى كه معبودى جز تو نيست

ياهُوَ يامَنْ لايَعْلَمُ ماهُوَ وَلاكَيْفَ هُوَ وَلا اَيْنَ هُوَ
اى كسى كه جز او كسى نداند كه چيست او و چگونه است او و در كجاست او

وَلا حَيْثُ هُوَ اِلاّ هُوَ ياذَاالْمُلْكِ وَالْمَلَكوُتِ ياذَاالْعِزَّةِ وَالْجَبَروُتِ
و در كدام سو است اى داراى ملك و ملكوت اى داراى عزت و جبروت (قهر و قدرت )
يامَلِكُ ياقُدُّوسُ يا سَلامُ يا مُؤْمِنُ يا مُهَيْمِنُ يا عَزيزُ يا جَبّارُ يا مُتَكَبِّرُ
اى پادشاه جهان اى منزه از هر عيب اى سالم از هر نقص اى ايمنى بخش اى نگهبان اى عزيز اى داراى قهر اى با عظمت
يا خالِقُ يا بارِئُ يا مُصَوِّرُ يا مُفيدُ يا مُدَبِّرُ يا شَديدُ يا مُبْدِئُ

اى آفريننده اى پديد آورنده اى صورت بخش اى سود دهنده اى تدبير كننده اى محكم كار اى سبب آغاز خلقت
يا مُعيدُ يا مُبيدُ يا وَدُودُ يا مَحْمُودُ يا مَعْبوُدُ يا بَعيدُ يا قَريبُ يا مُجيبُ
و اى سبب پايان آن اى نابود كننده اى محبت شعار اى پسنديده اى معبود خلق اى دور و اى نزديك اى پاسخ دهنده
يا رَقيبُ يا حَسيبُ يا بَديعُ يا رَفيعُ يا مَنيعُ يا سَميعُ يا عَليمُ يا حَليمُ يا كَريمُ
اى نگهبان اى حساب دارنده اى نوين آفرين اى رفيع مقام اى بلند مرتبه اى شنوا اى دانا اى بردبار اى كريم
يا حَكيمُ يا قَديمُ يا عَلِىُّ يا عَظيمُ يا حَنّانُ يا مَنّانُ يا دَيّانُ يا مُسْتَعانُ
اى فرازنه اى قديم اى والا اى بزرگ اى مهرپيشه و اى نعمت بخش اى پاداش ده اى يارى جسته شده
يا جَليلُ يا جَميلُ يا وَكيلُ يا كَفيلُ يا مُقيلُ يا مُنيلُ يا نَبيلُ
اى پُر جلالت اى زيبا اى وكيل اى كفيل اى درگذرنده اى نعمت رساننده اى ماهر
يا دَليلُ يا هادى يا بادى يا اَوَّلُ يا اخِرُ يا ظاهِرُ يا باطِنُ يا قآئِمُ
اى راهنما اى رهبر اى آغاز كننده اى اول اى آخر اى ظاهر اى باطن اى استوار
يا دآئِمُ يا عالِمُ يا حاكِمُ يا قاضى يا عادِلُ يا فاصِلُ يا واصِلُ يا طاهِرُ
اى ابدى اى دانا اى حكم فرما اى داور اى دادگر اى جدا كننده اى پيوند كننده اى پاك
يا مُطَهِّرُ يا قادِرُ يا مُقْتَدِرُ يا كَبيرُ يا مُتَكَبِّرُ يا واحِدُ يا اَحَدُ يا صَمَدُ
اى پاكيزه اى توانا اى با اقتدار اى بزرگ اى با عظمت اى يگانه اى تك اى بى نياز
يا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوا اَحَدٌ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ
اى كسى كه نزايد و زائيده نشده و نيست برايش همتايى هيچكس و نيست برايش همسر و رفيقى
وَلا كانَ مَعَهُ وَزيرٌ وَلاَ اتَّخَذَ مَعَهُ مُشيرا وَلاَ احْتاجَ اِلى ظَهيرٍ
و نباشد با او وزيرى و نگرفته براى خود مشاورى و نه نيازمند به كمك كارى است
وَلا كانَ مَعَهُ مِنْ اِلهٍ غَيْرُهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ فَتَعالَيْتَ عَمّا يَقُولُ الظّالِمُونَ
و نه معبودى جز او است شايسته ستايشى جز تو نيست پس تو برترى از آنچه ستمكاران گويند
عُلُوّا كَبيرا يا عَلِىُّ يا شامِخُ يا باذِخُ يا فَتّاحُ يا نَفّاحُ يا مُرْتاحُ يا
بسيار برتر، اى والا اى بلند رتبه اى والا مقام اى گشاينده اى عطا بخشنده اى فرح بخش اى
مُفَرِّجُ يا ناصِرُ يا مُنْتَصِرُ يا مُدْرِكُ يا مُهْلِكُ يا مُنْتَقِمُ يا باعِثُ يا وارِثُ
گشايش دهنده اى ياور اى مددكار اى دريابنده اى هلاك كننده اى انتقام گيرنده اى برانگيزنده اى ارث برنده
يا طالِبُ يا غالِبُ يا مَنْ لا يَفُوتُهُ هارِبٌ يا تَوّابُ يا اَوّابُ يا وَهّابُ
اى جوينده اى پيروزمند اى كسى كه از دستش نرود گريز پايى اى توبه پذير اى رجوع پذير اى بخشنده
يا مُسَبِّبَ الاْسْبابِ يا مُفَتِّحَ الاْبْوابِ يا مَنْ حَيْثُ ما دُعِىَ اَجابَ
اى سبب ساز هر سبب اى گشاينده درهاى بسته اى كسى كه هر زمان بخوانندش اجابت كند
يا طَهُورُ يا شَكُورُ يا عَفُوُّ يا غَفُورُ يا نُورَ النُّورِ يا مُدَبِّرَ الاُْموُرِ
اى پاكى بخش اى پاداش ده شاكران اى درگذرنده اى آمرزنده اى نور روشنيها اى تدبير كننده امور
يا لَطيفُ يا خَبيرُ يا مُجيرُ يا مُنيرُ يا بَصيرُ يا ظَهيرُ يا كَبيرُ
اى نعمت بخش اى بينا اى پناه ده اى روشنى ده اى بينا اى پشتيبان اى بزرگ
يا وِتْرُ يا فَرْدُ يا اَبَدُ يا سَنَدُ يا صَمَدُ يا كافى يا شافى يا وافى يا مُعافى
اى يگانه اى بى همتا اى جاويدان اى تكيه گاه اى بى نياز اى كفايت كننده اى شفا دهنده اى وفا دار اى صحت بخش
يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ يا مُتَكَرِّمُ يا مُتَفَرِّدُ
اى نيكوكار اى زيب بخش اى نعمت ده اى فزون بخش اى بزرگوار اى يگانه شناخته شده ،
يا مَنْ عَلا فَقَهَرَ يا مَنْ مَلَكَ فَقَدَرَ يا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ يا مَنْ عُبِدَ فَشَكَرَ
اى كه از برترى بر همه قاهر است اى كه فرمانروا است و نيرومند اى كه در درونى و از درون آگاه اى بپرستندش و او پاداش دهد
يا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ يا مَنْ لا تَحْويهِ الْفِكَرُ وَلا يُدْرِكُهُ بَصَرٌ وَلا يَخْفى عَلَيْهِ اَثَرٌ
اى كه نافرمانيش كنند و بيامرزد اى كه در فكرها نگنجد و ديده اى او را درنيابد و هيچ كارى بر او پنهان نماند
يا رازِقَ الْبَشَرِ يا مُقَدِّرَ كُلِّ قَدَرٍ يا عالِىَ الْمَكانِ يا شَديدَ الاْرْكانِ
اى روزى ده بشر اى اندازه گير هر اندازه اى والا مكان اى سخت قدرت
يا مُبَدِّلَ الزَّمانِ يا قابِلَ الْقُرْبانِ يا ذَاالْمَنِّ وَالاِْحْسانِ
اى جابجا كننده زمان اى قبول كننده قربانى اى دارنده نعمت و احسان

يا ذَاالْعِزَّةِ وَالسُّلْطانِ يا رَحيمُ يا رَحمنُ يا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فى شَاْنٍ
اى صاحب عزت و سلطنت اى بخشاينده اى مهربان اى كه هر روز در كارى است

يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ شَاْنٌ عَنْ شَاْنٍ يا عَظيمَ الشَّاْنِ يا مَنْ هُوَ بِكُلِّ مَكانٍ
اى كه كارى از كار ديگر سرگرمش نكند اى بزرگ مقام اى كه در هر
يا سامِعَ الاْصْواتِ يا مُجيبَ الدَّعَواتِ يا مُنْجِحَ الطَّلِباتِ يا جا هستى
اى شنواى هر صدا اى اجابت كننده دعاها اى برآرنده خواسته ها اى
قاضِىَ الْحاجاتِ يا مُنْزِلَ الْبَرَكاتِ يا راحِمَ الْعَبَراتِ يا مُقيلَ الْعَثَراتِ
روا كننده حاجتها اى فرو فرستنده بركات اى رحم كننده بر اشكها (و گريه ها) اى ناديده گير لغزشها
يا كاشِفَ الْكُرُباتِ يا وَلِىَّ الْحَسَناتِ يا رافِعَ الدَّرَجاتِ يا مُؤْتِىَ السُّؤُلاتِ
اى برطرف كننده ناراحتيها اى بدست دارنده نيكيها اى بالا برنده مقامها اى دهنده خواسته ها
يا مُحْيِىَ الاْمْواتِ يا جامِعَ الشَّتاتِ يا مُطَّلِعا عَلَى النِّيّاتِ
اى زنده كننده مرده ها اى گردآورنده پراكنده ها اى آگاه بر نيّتهاى دل
يا رادَّ ما قَدْ فاتَ يا مَنْ لا تَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الاْصْواتُ
اى برگرداننده آنچه از دست رفته ، اى كه صداها بر او مشتبه نشود
يا مَنْ لا تُضْجِرُهُ الْمَسْئَلاتُ وَلا تَغْشاهُ الظُّلُماتُ
اى كه (زيادى ) خواهشها او را به ستوه و خستگى در نياورد و تاريكيها او را فرا نگيرد
يا نُورَ الاْرْضِ والسَّمواتِ يا سابِغَ النِّعَمِ يا دافِعَ النِّقَمِ يا بارِئَ النَّسَمِ
اى روشنى زمين و آسمانها اى سرشار دهنده نعمتها اى جلوگير رنج و ملالها اى آفريننده انسان
يا جامِعَ الاُْمَمِ يا شافِىَ السَّقَمِ يا خالِقَ النُّورِ وَالظُّلَمِ يا ذَاالْجُودِ وَالْكَرَمِ
اى گردآورنده ملتها اى بهبودى ده بيماريها اى خالق روشنى و تاريكيها اى صاحب جود و كرم
يا مَنْ لا يَطَاءُ عَرْشَهُ قَدَمٌ يا اَجْوَدَ الاْجْوَدينَ يا اَكْرَمَ الاْكْرَمينَ
اى كه گامى به عرشش نرسد اى بخشنده ترين بخشندگان اى كريم ترين كريمان
يا اَسْمَعَ السّامِعينَ يا اَبْصَرَ النّاظِرينَ يا جارَ الْمُسْتَجيرينَ يا اَمانَ الْخائِفينَ
اى شنواترين شنوايان اى بيناترين بينايان اى پناه پناه جويان اى ايمنى بخش ترسناكان
يا ظَهْرَ اللاّجينَ يا وَلِىَّ الْمُؤْمِنينَ يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ يا غايَةَ الطّالِبينَ
اى پشت و پناه پناهندگان اى ياور مؤ منان اى فريادرس فريادطلبان اى منتها مقصود خواهندگان
يا صاحِبَ كُلِّ غَريبٍ يا مُونِسَ كُلِّ وَحيدٍ يا مَلْجَاَ كُلِّ طَريدٍ
اى رفيق هر غريب و مونس هر تنها اى پناه هر آواره
يا مَاْوى كُلِّ شَريدٍ يا حافِظَ كُلِّ ضآلَّةٍ يا راحِمَ الشَّيْخِ الْكَبيرِ
اى جاى ده هر گريخته اى نگهدار هر گمشده اى رحم كننده پير كهن سال
يا رازِقَ الّطِفْلِ الصَّغيرِ يا جابِرَ الْعَظْمِ الْكَسيرِ يا فاكَّ كُلِّ اَسيرٍ
اى روزى ده كودك خردسال اى پيوند دهنده استخوان شكسته اى رها كننده هر گرفتار دربند
يا مُغْنِىَ الْبآئِسِ الْفَقيرِ يا عِصْمَةَ الْخائِفِ الْمُسْتَجيرِ يا مَنْ لَهُ التَّدْبيرُ وَالتَّقْديرُ
اى بى نياز كن هر بينواى مستمند اى پناه ترسناكِ پناه جو اى كه چاره انديشى و اندازه گيرى كارها بدست او است
يا مَنِ الْعَسيرُ عَلَيْهِ سَهْلٌ يَسيرٌ يا مَنْ لا يَحْتاجُ اِلى تَفْسيرٍ
اى كه هر مشكلى براى او سهل و آسان است اى كه بى نيازى از شرح و تفسير
يا مَنْ هُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ يا مَنْ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ خَبيرٌ
اى كه بر هر چيز توانايى اى كه بهر چيز خبير و آگاهى
يا مَنْ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ بَصيرٌ يا مُرْسِلَ الرِّياحِ يا فالِقَ الاِْصْباحِ يا باعِثَ الاْرْواحِ
اى كه به هر چيز بينايى اى فرستنده بادها اى شكافنده روشنى صبح اى برانگيزنده جانها
يا ذَاالْجُودِ وَالسَّماحِ يا مَنْ بِيَدِهِ كُلُّ مِفْتاحٍ يا سامِعَ كُلِّ صَوْتٍ
اى صاحب جود و سخا اى كه بدست قدرت او است هر كليد اى شنونده هر صدا
يا سابِقَ كُلِّ فَوْتٍ يا مُحْيِىَ كُلِّ نَفْسٍ بَعْدَ المَوْتِ يا عُدَّتى فى شِدَّتى
اى جلوتر از هر گذشته اى زنده كننده هر شخصى پس از مرگ اى ذخيره من در روز سختى و دشوارى
يا حافِظى فى غُرْبَتى يا مُونِسى فى وَحْدَتى يا وَلِيّى فى نِعْمَتى
اى نگهدارم در روز غربت و بى كسى اى همدمم در تنهايى اى ولى نعمتم
يا كَهْفى حينَ تُعْيينِى الْمَذاهِبُ وَتُسَلِّمُنىِ الاْقارِبُ
اى پناهگاه من در آن هنگام كه راهها مرا مانده و خسته كنند و نزديكان
وَيَخْذُلُنى كُلُّ صاحِبٍ يا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ يا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ
مرا واگذارند و هر رفيق و دوستى دست از ياريم بكشند اى تكيه گاه هركس كه تكيه گاهى ندارد اى پشتوان آن كس كه پشتوانه ندارد
يا ذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ يا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ يا كَهْفَ مَنْ لا كَهْفَ لَهُ
اى ذخيره تهيدستان اى نگهدار كسى كه نگهدارى ندارد اى پناهگاه آن كس كه پناهگاهى ندارد
يا كَنْزَ مَنْ لا كَنْزَ لَهُ يا رُكْنَ مَنْ لا رُكْنَ لَهُ يا غِياثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ
اى گنج بى گنجان اى پايه محكم آن كس كه پايه محكمى ندارد اى فريادرس كسى كه فريادرس ندارد
يا جارَ مَنْ لا جارَ لَهُ يا جارِىَ اللَّصيقَ يا رُكْنِىَ الْوَثيقَ
اى همسايه بى همسايگان اى همسايه به من پيوسته اى ركن استوار من
يا اِلهى بِالتَّحْقيقِ يا رَبَّ الْبَيْتِ الْعَتيقِ يا شَفيقُ يا رَفيقُ فُكَّنى مِنْ حَلَقِ الْمَضيقِ
اى معبود مسلَّم من اى پروردگار خانه كعبه اى مهربان اى رفيق آزادم كن از حلقه هاى تنگ (روزگار)
وَاصْرِفْ عَنّى كُلَّ هَمٍّ وَغَمٍّ وَ ضيقٍ وَاكْفِنى شَرَّ ما لا اُطيقُ
و بگردان از من هر غم و اندوه و فشارى را و كفايت كن مرا از هر چه طاقتش را ندارم
وَاَعِنّى عَلى ما اُطيقُ يا رآدَّ يُوسُفَ عَلى يَعْقُوبَ يا كاشِفَ ضُرِّ اَيُّوبَ
و ياريم كن بر آنچه طاقتش را دارم اى كه يوسف را به يعقوب برگرداندى اى كه ايوب را از گرفتارى نجات بخشيدى
يا غافِرَ ذَنْبِ داوُدَ يا رافِعَ عيسَى بْنِ مَرْيَمَ وَ مُنْجِيَهُ مِنْ اَيْدِى الْيَهوُدِ
اى آمرزنده خطاى داود اى بالا برنده عيسى بن مريم و نجات دهنده او از دست يهود
يا مُجيبَ نِدآءِ يُونُسَ فِى الظُّلُماتِ يا مُصْطَفِىَ مُوسى بِالْكَلِماتِ
اى پاسخ دهنده آواز يونس در تاريكيهاى دريا اى برگزيننده موسى (بوسيله سخن گفتن ) بدان كلمات
يا مَنْ غَفَرَ لاِدَمَ خَطيَّئَتَهُ وَرَفَعَ اِدْريسَ مَكانا عَلِيّا بِرَحْمَتِهِ
اى كه بخشيدى بر آدم خطايش را و ادريس را از رحمت خويش به جايى بلند بردى
يا مَنْ نَجّى نُوحا مِنَ الْغَرَقِ يا مَنْ اَهْلَكَ عادا الاْوُلى
اى كه نوح را از غرق نجات دادى اى كه قوم عاد قديم را هلاك كردى
وَثَمُودَ فَما اَبْقى وَقَوْمَ نوُحٍ مِنْ قَبْلُ اِنَّهُمْ كانُوا هُمْ اَظْلَمَ وَاَطْغى
و ثموديان را باقى نگذاشتى و پيش از آنها قوم نوح را كه آنها ستمگرتر و سركش تر بودند
وَالْمُؤْتَفِكَةَ اَهْوى يا مَنْ دَمَّرَ عَلى قَوْمِ لوُطٍ وَدَمْدَمَ عَلى قَوْمِ شُعَيْبٍ
و دهكده هاى واژگون را بيفكندى اى كه نابودى بر قوم لوط فرستادى و هلاك كردى قوم شعيب را
يا مَنِ اتَّخَذَ اِبْراهيمَ خَليلا يا مَنِ اتَّخَذَ مُوسى كَليما
اى كه ابراهيم را خليل گرفتى اى كه موسى را هم سخن خود ساختى
وَاتَّخَذَ مُحَمَّدا صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَعَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ حَبيبا يا مُؤْتِىَ لُقْمانَ الْحِكْمَةَ
و محمد صلى الله عليه و آله را حبيب خود كردى اى كه به لقمان حكمت عطا كردى
وَالْواهِبَ لِسُلَيْمانَ مُلْكا لا يَنْبَغى لاِحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ
و به سليمان فرمانروايى و پادشاهى آن چنانى دادى كه براى هيچكس پس از او شايسته نبود
يا مَنْ نَصَرَ ذَاالْقَرْنَيْنِ عَلَى الْمُلُوكِ الْجَبابِرَةِ يا مَنْ اَعْطَى الْخِضْرَ الْحَيوةَ
اى كه ذوالقرنين را بر پادشاهان سركش يارى دادى اى كه به خضر آب حيات دادى
وَرَدَّ لِيُوشَعَ بْنِ نوُنٍ الشَّمْسَ بَعْدَ غرُوُبِها يا مَنْ رَبَطَ عَلى قَلْبِ اُمِّ مُوسى
و براى يوشع بن نون آفتاب را پس از غروب كردن برگرداندى اى كه به دل مادر موسى آرامش بخشيدى
وَاَحْصَنَ فَرْجَ مَرْيَمَ ابْنَتِ عِمْرانَ يا مَنْ حَصَّنَ يَحْيَى بْنَ زَكَرِيّا مِنَ الذَّنْبِ
و دامن مريم دختر عمران را از آلودگى نگهداشتى اى كه يحيى بن زكريا را از گناه حفظ كردى
وَسَكَّنَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبَ يا مَنْ بَشَّرَ زَكَرِيّا بِيَحْيى
و خشم موسى را فرو نشاندى اى كه زكريا را به ولادت يحيى مژده دادى
يا مَنْ فَدا اِسْماعيلَ مِنَ الذَّبْحِ بِذِبْحٍ عَظيمٍ يا مَنْ قَبِلَ قُرْبانَ هابيلَ
اى كه اسماعيل را به آن ذبح عظيم فدا فرستادى اى كه قربانى هابيل را پذيرفتى
وَجَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلى قابيلَ يا هازِمَ الاْحْزابِ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
و لعنت را بر قابيل مقرر ساختى اى پراكنده كننده احزاب براى پشتيبانى محمد صلى الله عليه و آله
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلى جَميعِ الْمُرْسَلينَ
درود فرست بر محمد و آل محمد و بر تمامى رسولان
وَمَلاَّئِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ وَاَهْلِ ط اعَتِكَ اَجْمَعينَ وَاَسْئَلُكَ بِكُلِّ مَسْئَلَةٍ سَئَلَكَ
و فرشتگان مقرب و همه آنان كه فرمانبردارى تو كنند و از تو مى خواهم به هر سؤ الى كه از تو مى كنند
بِها اَحَدٌ مِمَّنْ رَضيتَ عَنْهُ فَحَتَمْتَ لَهُ عَلَى الاِْجابَةِ
هر يك از آن اشخاصى كه از آنها راضى هستى و در نتيجه اجابت را برايش مسلم كردى
يا اَللّهُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ يا رَحْمنُ يا رَحْمنُ يا رَحْمنُ يا رَحيمُ يا رَحيمُ يا رَحيمُ
اى خدا اى خدا اى خدا اى بخشاينده اى بخشاينده اى بخشاينده اى مهربان اى مهربان اى مهربان
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ
اى صاحب جلال و بزرگوارى اى صاحب جلال و بزرگوارى اى صاحب جلال و بزرگوارى
بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ اَسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ اَوْ اَنْزَلْتَهُ فى شَىْءٍ
بدان بدان بدان بدان بدان بدان بدان تو را مى خوانم به حق هر نامى كه خود را بدان ناميدى يا در يكى
مِنْ كُتُبِكَ اَوِ اسْتَاْثَرْتَ بِهِ فِى عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ وَبِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ
از كتابهاى خود آن را نازل كردى يا آن را در علم غيب براى خويشتن برگزيدى و بدان وسائلى كه عرشت را عزت بخشيد
وَبِمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتابِكَ وَبِما لَوْ اَنَّ ما فِى الاْرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ اَقْلامٌ
و به منتهاى رحمت از كتابت و بدانچه ((اگر هر درختى كه در زمين است قلم باشند
وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ اَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللّهِ
و دريا با هفت درياى ديگر كه آن را كمك دهند مركب بود كلمات خدا
اِنَّ اللّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ وَ اَسْئَلُكَ بِاَسْمآئِكَ الْحُسْنَى الَّتى نَعَتَّها فى كِتابِكَ
تمام نمى شد براستى خدا نيرومند و فرزانه است )) و از تو مى خواهم به حق آن نامهاى نيكويت كه در قرآن توصيفشان كرده اى
فَقُلْتَ وَلِلّهِ الاْسْمآءُ الْحُسْنى فَادْعوُهُ بِها وَقُلْتَ اُدْعُونى
و فرموده اى : ((وبراى خدا است نامهاى نيكو پس او را بدان نامها بخوانيد)) و باز فرمودى ((مرا بخوانيد
اَسْتَجِبْ لَكُمْ وَقُلْتَ وَاِذا سَئَلَكَ عِبادى عَنّى فَانّى قَريبٌ اُجيبُ
تا اجابت كنم شما را)) و نيز فرمودى ((و هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند پس من نزديكم و پاسخ دهم
دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ وَقُلْتَ يا عِبادِىَ الّذَينَ اَسْرَفوُا عَلى اَنْفُسِهِمْ
دعاى خواننده را هنگامى كه مرا بخواند)) و فرمودى ((اى بندگان من كه بر نفس خويش اسراف و زياده روى كرديد
لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعا اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ
از رحمت خدا نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را بيامرزد و او است آمرزنده مهربان ))
وَاَنَا اَسْاَلُكَ يا اِلهى وَاَدْعُوكَ يا رَبِّ وَاَرْجُوكَ يا سَيِّدى
و من از تو مى خواهم اى معبودم و مى خوانمت پروردگارا و اميدوار توام اى آقاى من
وَاَطْمَعُ فى اِجابَتى يا مَوْلاىَ كَما وَعَدْتَنى وَقَدْ دَعَوْتُكَ كَما اَمَرْتَنى
و از تو طمع اجابت دارم اى مولاى من چنانچه به من وعده داده اى و من تو را خواندم چنانچه به من دستور دادى
فَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ يا كَريمُ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ
پس انجام ده درباره من آن آنچه را تو شايسته آنى اى كريم وستايش مخصوص پروردگار جهانيان است
وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعينَ
و درود خدا بر محمد و آلش همگى
پس ذكر كن حاجت خود را كه برآورده است ان شاء الله تعالى ، و در روايت مهج الدّعوات است
كه نمى خوانى اين دعا را مگر آنكه با طهارت باشى.

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/19ساعت 15:32 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

Image hosting by TinyPic

"آیه صلوات و درود"                                                            

آیه الله مکارم شیرازی

 

1

"مقام والای پیامبر، ویژگی هاواهداف او"

آیه الله مکارم شیرازی

2

عبدالکریم تبریزی

سیمای پیامبراکرم (ص) درآیینه وحی 

3

سید جواد حسینی

 سیمای پیامبراکرم درآیینه نهج البلاغه

4

انگیزه و آثار بعثت ازمنظر امام خمینی (ره)

5

بعثت واهداف آن

6

واقعیت بعثت ازنگاه  اهل بیت (ع)

7

نگاهى به احاديث‏ بعثت

8

ایراد ما به احادیث بعثت

9

واقعيت ‏بعثت از ديدگاه شيعه

10

نظر ما پيرامون بعثت پيغمبر (ص)

11

بعثت در کلام خاندان رسالت

12

بعثت در كلام امير مؤمنان على عليه‏السلام

13

بعثت در كلام فاطمه زهراعليهاالسلام

14

پیامبر (ص) در سایر ادیان

15

 

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/12ساعت 16:33 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 

                                   

Image hosting by TinyPicامام خمینی(ره)

Image hosting by TinyPicهیوستن اسمیت

 

Image hosting by TinyPicلئو تولستوی

Image hosting by TinyPicگوستاولوبون

Image hosting by TinyPicمهاتما گاندی

Image hosting by TinyPicولتر

Image hosting by TinyPicبروکلمان

Image hosting by TinyPicتوماس کارلایل

Image hosting by TinyPicکارل مارکس

Image hosting by TinyPicادوارد مونته

Image hosting by TinyPicير سيمون لاپلاس

 

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/12ساعت 16:10 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

Image hosting by TinyPic

زيارت حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله از راه دور

علامه مجلسى در زادالمعاد در اعمال عيد مولود كه روز هفدهم ربيع الاول است فرموده شيخ مفيد و شهيد و سيّد بن طاوس رَحَمهمُاللَّهُ گفته اند كه چون در غير مدينه طيبّه خواهى كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله را زيارت كنى غسل بكن و شبيه به قبر در پيش روى خود بساز و اسم مبارك آن حضرت را بر آن بنويس و بايست و دل خود را متوجّه آن حضرت گردان و بگو :

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّهُ
گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست
وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ
كه شريكى ندارد و گواهى دهم كه محمد بنده و رسول او است
وَ اَنَّهُ سَيِّدُ الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ وَاَنَّهُ سَيِّدُ الاْنْبِياءِ وَالْمُرْسَلينَ
و او آقاى اولين و آخرين است و هم او آقاى همه پيمبران و رسولان است
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ الاَئِمَّةِ الطَّيِّبينَ پس بگو:
خدايا درود فرست بر او و بر خاندانش امامان پاكيزه
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَليلَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نَبِىَّ اللّهِ
سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى خليل خدا سلام بر تو اى پيمبر خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفِىَّ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَحْمَةَ اللّهِ
سلام بر تو اى برگزيده خدا سلام بر تو اى رحمت خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حَبيبَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نَجيبَ اللّهِ
سلام بر تو اى انتخاب شده از جانب خدا سلام بر تو اى دوست خدا سلام بر تو اى بنده نجيب خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خاتَِمَ النَّبِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَيِّدَ الْمُرْسَلينَ
سلام بر تو اى خاتم پيمبران سلام بر تو اى آقاى رسولان
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا قآئِما بِالْقِسْطِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا فاتِحَ الْخَيْرِ
سلام بر تو اى كه پايدارى به عدالت سلام بر تو اى خيرگشا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَعْدِنَ الْوَحْىِ وَالتَّنْزيلِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُبَلِّغا عَنِ اللّهِ
سلام بر تو اى مركز وحى و تنزيل سلام بر تو اى رساننده از خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا السِّراجُ الْمُنيرُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُبَشِّرُ
سلام بر تو اى چراغ تابناك سلام بر تو اى مژده ده
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نَذيرُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُنْذِرُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللّهِ الَّذى يُسْتَضآءُ بِهِ
سلام بر تو اى بيم ده سلام بر تو اى ترساننده سلام بر تو اى نور خدا كه بدان روشنى جويند
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ الْهادينَ الْمَهْدِيّينَ
سلام بر تو و بر خاندان پاك و پاكيزه و راهنماى راه يافته ات
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى جَدِّكَ عَبْدِ المُطَّلِبِ وَعَلى اَبيكَ عِبْدِ اللّهِ
سلام بر تو و بر جدت عبدالمطلب و بر پدرت عبداللّه
اَلسَّلامُ عَلى اُمِّكَ آمِنَةَ بِنْتِ وَهَبٍ اَلسَّلامُ عَلى عَمِّكَ حَمْزَةَ سَيِّدِ الشُّهَدآءِ
سلام بر مادرت آمنه دختر وهب سلام بر عمويت حمزه سيدالشهداء
اَلسَّلامُ عَلى عَمِّكَ الْعَبّاسِ بْنِ عَبْدِالمُطَّلِبِ اَلسَّلامُ عَلى عَمِّكَ وَكَفيلِكَ اَبيطالِبٍ
سلام بر عمويت عباس فرزند عبدالمطلب سلام بر عمويت و سرپرستت ابوطالب
اَلسَّلامُ عَلى ابْنِ عَمِّكَ جَعْفَرٍ الطَّيّارِ فى جِنانِ الْخُلْدِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدُ
سلام بر عموزاده ات جعفر كه در خلد برين پرواز كند سلام بر تو اى محمد
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَحْمَدُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلَى الاْوَّلينَ وَالاْخِرينَ
سلام بر تو اى احمد سلام بر تو اى حجت خدا بر اولين و آخرين
وَالسّابِقَ اِلى طاعَةِ رَبِّ الْعالَمينَ وَالْمُهَيْمِنِ عَلى رُسُلِهِ
و پيشرو بسوى فرمانبردارى پروردگار جهانيان و نگهبان بر رسولانش
وَالْخاتَِمَ لاِنْبِيآئِهِ وَالشّاهِدَ عَلى خَلْقِهِ وَالشَّفِيعَ اِلَيْهِ وَالْمَكينَ لَدَيْهِ
و خاتم پيمبرانش و گواه بر خلقش و شفيع درگاهش و ارجمند در پيشش
وَالْمُطاعَ فى مَلَكُوتِهِ الاْحْمَدَ مِنَ الاْوْصافِ الْمُحَمَّدَ لِسآئِرِ الاْشْرافِ الْكَريمَ عِنْدَ الرَّبِّ
و فرمانروا در عالم ملكوتش آن ستوده در اوصاف و پسنديده در هر شرافت و بزرگوار در پيشگاه پروردگار
وَالْمُكَلَّمَ مِنْ وَرآءِ الْحُجُبِ الْفآئِزَ بِالسِّباقِ
و طرف مكالمه (خدا) از پس پرده هاى غيب آنكه گوى سبقت را ربوده
وَالْفائِتَ عَنِ اللِّحاقِ تَسْليمَ عارِفٍ بِحَقِّكَ
و در مسابقه فضيلت كسى به او نرسد (سلام دهم بر تو) سلام كسى كه شناساى به حق تو
مُعْتَرِفٍ بِالتَّقْصيرِ فى قِيامِهِ بِواجِبِكَ غَيْرِ مُنْكِرٍ مَا انْتَهى اِلَيْهِ مِنْ فَضْلِكَ
و معترف به كوتاهى كردن در قيام به وظيفه واجب نسبت به تو است انكار نكند آنچه از فضل تو به او رسيده
مُوقِنٍ بِالْمَزيداتِ مِنْ رَبِّكَ مُؤْمِنٍ بِالْكِتابِ الْمُنْزَلِ عَلَيْكَ مُحَلِّلٍ
و يقين دارد به فزون بخشيهاى پروردگار در باره تو ايمان دارد به كتابى كه بر تو نازل گشته حلال شمرد
حَلالَكَ مُحَرِّمٍ حَرامَكَ اَشْهَدُ يا رَسُولَ اللّهِ مَعَ كُلِّ شاهِدٍ وَاَتَحَمَّلُها
حلال تو را و حرام داند حرام تو را گواهى دهم اى رسول خدا با هر گواهى و به عهده گيرم اين گواهى را
عَنْ كُلِّ جاحِدٍ اَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبِّكَ وَنَصَحْتَ لاُِمَّتِكَ
نيز از جانب هر منكرى كه براستى تو بخوبى رسالتهاى پروردگارت را رساندى و براى امتت خيرخواهى كردى
وَجاهَدْتَ فى سَبيلِ رَبِّكَ وَصَدَعْتَ بِاَمْرِهِ وَاحْتَمَلْتَ الاْذى فى جَنْبِهِ
و در راه پروردگارت جهاد كردى و با بيان رسا دستورش را آشكارا گفتى و در راه او اذيت و آزار مردم را تحمل كردى
وَدَعَوْتَ اِلى سَبيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ الْجَميلَةِ
و دعوت كردى مردم را به راه او بوسيله حكمت و پند نيكو و زيبا
وَاَدَّيْتَ الْحَقَّ الَّذى كانَ عَلَيْكَ وَاَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنينَ وَغَلُظْتَ
و ادا كردى آن حقى را كه به عهده داشتى و براستى تو نسبت به مؤ منان مهربان و نسبت به كافران
عَلَى الْكافِرينَ وَعَبَدْتَ اللّهَ مُخْلِصاً حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ فَبَلَغَ اللّهُ
سخت گير بودى و پرستش كردى خدا را از روى اخلاص تا هنگامى كه روز رحلتت فرا رسيد پس خدايت برساند
بِكَ اَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمينَ وَاَعْلى مَنازِلِ الْمُقَرَّبينَ وَاَرْفَعَ دَرَجاتِ الْمُرْسَلينَ
بدين سبب به شريفترين مقام گراميان و برترين منازل مقربان و بالاترين درجات رسولان
حَيْثُ لا يَلْحَقُكَ لاحِقٌ وَلا يَفُوقُكَ فائِقٌ وَلا يَسْبِقُكَ سابِقٌ
آنجا كه دست كسى به تو نرسد و برترى نجويدت برترى جوينده اى و پيشى نگيرد بر تو پيشى گيرنده اى
وَلا يَطْمَعُ فى اِدْراكِكَ طامِعٌ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذىِ اسْتَنْقَذَنا بِكَ مِنَ الْهَلَكَةِ
و طمع نكند در ادراك مقامت طمع كننده اى ستايش خدائى را كه ما را بوسيله تو از ورطه هلاكت نجات داد
وَهَدانا بِكَ مِنَ الضَّلالَةِ وَنوَّرَنا بِكَ مِنَ الظُّلْمَةِ فَجَزاكَ اللّهُ
و بدست تو از گمراهى به راه راست هدايت فرمودو از تاريكى به روشنى درآورد پس خداوند پاداش نيكويت دهد
يا رَسُولَ اللّهِ مِنْ مَبْعُوثٍ اَفْضَلَ ما جازى نَبِيَّاً عَنْ اُمَّتِهِ وَرَسُولاً
اى رسول خدا در ميان پيمبران به بهترين پاداشى را كه پيمبرى از امتش دريافت كند و رسولى
عَمَّنْ اُرْسِلَ اِلَيْهِ بَاَبى اَنْتَ وَاُمّى يا رَسُولَ اللّهِ زُرْتُكَ عارِفاً بِحَقِّكَ
از آنانكه بسوى آنها فرستاده شد بگيرد پدر و مادرم به فدايت اى رسول خدا زيارت كردم تو را با معرفت به حق تو
مُقِرّاً بِفَضْلِكَ مُسْتَبْصِراً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَكَ وَخالَفَ اَهْلَ بَيْتِكَ
و در حال اعتراف به فضل تو و بينا هستم به گمراهى كسانى كه با تو و با اهل بيت تو مخالفت كردند
عارِفاً بِالْهُدَى الَّذى اَنْتَ عَلَيْهِ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى وَنَفْسى وَاَهْلى وَمالى وَوَلَدى
آشنا هستم به هدايتى كه تو برآنى پدرم و مادرم و خودم و خاندانم و مال و فرزندانم فداى تو باد
اَنَا اُصَلّى عَلَيْكَ كَما صَلَّى اللّهُ عَلَيْكَ وَصَلّى عَلَيْكَ مَلاَّئِكَتُهُ
بر تو درود فرستم هم چنانكه درود فرستاده خدا و فرشتگان خدا
وَاَنْبِي آؤُهُ وَرُسُلُهُ صَلو ةً مُتَت ابِعَةً و افِرَةً مُتَو اصِلَةً لاَ انْقِطاعَ لَها
و پيمبران او و رسولانش درودى پى درپى و شايان و پيوسته كه نه منقطع گردد
وَلا اَمَدَ وَلا اَجَلَ صَلَّى اللّهُ عَلَيْكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ كَما اَنْتُمْ اَهْلُهُ
و نه محدود به مدت و زمانى باشد درود فرستد خدا بر تو و بر خاندان پاك و پاكيزه ات چنانچه شايسته آنيد
پس دستها را بگشا و بگو:
اَللّهُمَّ اجْعَلْ جَوامِعَ صَلَواتِكَ وَنَوامِىَ بَرَكاتِكَ وَفَواضِلَ خَيْراتِكَ وَشَرآئِفَ تَحِيّاتِكَ
خدايا قرار ده درودهاى همه جانبه و بركتهاى فزون پذير و خيرات فاضله و تحيتهاى شريفه
وَتَسْليماتِكَ وَكَراماتِكَ وَرَحَماتِكَ وَصَلَواتِ مَلاَّئِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ
و سلامها و كرامتها و رحمتها و درودهاى فرشتگان مقربت
وَاَنْبِيآئِكَ الْمُرْسَلينَ وَاَئِمَّتِكَ الْمُنْتَجَبينَ وَعِبادِكَ الصّالِحينَ وَاَهْلِ السَّمواتِ وَالاْرَضينَ
و پيمبران مرسلت و امامان برگزيده ات و بندگان شايسته ات و اهل آسمانها و زمينهايت
وَمَنْ سَبَّحَ لَكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ مِنَ الاْوَّلينَ وَالاْخِرينَ
و هر كه تسبيح تو را گويد اى پروردگار جهانيان از اولين و آخرين (همه را قرار ده )
عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَشاهِدِكَ وَنَبِيِّكَ وَنَذيرِكَ
براى محمد بنده ات و رسولت و گواهت (بر خلق ) و پيامبرت و بيم دهنده ات
وَاَمينِكَ وَمَكينِكَ وَنَجِيِّكَ وَنَجيبِكَ وَحَبيبِكَ وَخَليلِكَ وَصَفيِّكَ
و امين تو (بر وحيت ) و بنده ارجمندت و برگزيده ات و انتخاب كرده ات و حبيبت و خليلت
وَصَفْوَتِكَ وَخاصَّتِكَ وَخالِصَتِكَ وَرَحْمَتِكَ وَخَيْرِ خِيَرَتِكَ
و آنكس كه به خلعت صفا و برگزيدگى مخصوصش داشته و ويژه خويش كردى و رحمتت و بهترين برگزيدگان
مِنْ خَلْقِكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ وَخازِنِ الْمَغْفِرَةِ وَقآئِدِ الْخَيْرِ وَالْبَرَكَةِ وَمُنْقِذِ الْعِبادِ مِنَ الْهَلَكَةِ
از خلقت پيامبر رحمت و خزينه دار آمرزش و پيشواى خير و بركت و نجات دهنده بندگان از هلاكت
بِاِذْنِكَ وَداعيهِمْ اِلى دينِكَ الْقَيِّمِ بِاَمْرِكَ اَوَّلِ النَّبِيّينَ ميثاقاً
به اذن تو و خواننده ايشان بسوى دين محكمت بدستور تو، آغاز پيمبران در روز ميثاق
وَآخِرِهِمْ مَبْعَثاً الَّذى غَمَسْتَهُ فى بَحْرِ الْفَضيلَةِ
و پايانشان از نظر بعثت آنكه او را فرو بردى در درياى فضيلت
وَالْمَنْزِلَةِ الْجَليلَةِ وَالدَّرَجَةِ الرَّفيعَهِ وَالْمَرْتَبَةِ الْخَطيرَهِ وَاَوْدَعْتَهُ الاْصْلابَ الطّاهِرَةَ
و مقام شامخ و درجه بلند و رتبه بس شايان و به وديعت نهادى او را در صلبهاى پاك
وَنَقَلْتَهُ مِنْها اِلَى الاْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ لُطْفاً مِنْكَ لَهُ
و انتقالش دادى از آنها به رحمهاى پاكيزه از روى لطفى كه نسبت به او داشتى
وَتَحَنُّناً مِنْكَ عَلَيْهِ اِذْ وَكَّلْتَ لِصَوْنِهِ وَحِراسَتِهِ وَحِفْظِهِ وَحِياطَتِهِ
و مهرى كه به او ورزيدى كه موكل كردى براى حفاظت و حراست و نگهدارى و دربرداشتش
مِنْ قُدْرَتِكَ عَيْناً عاصِمَةً حَجَبْتَ بِها عَنْهُ مَدانِسَ الْعَهْرِ
از قدرت خويش ديده بانى نگهدارنده كه جلوگيرى كردى بدانوسيله از او آلودگيهاى هرزگى
وَمَعآئِبَ السِّفاحِ حَتّى رَفَعْتَ بِهِ نَواظِرَ الْعِبادِ وَاَحْيَيْتَ بِهِ مَيْتَ الْبِلادِ
و معايب زناكارى را تا اينكه بلند كردى به او ديدگان بندگان را و زنده كردى بدو سرزمينهاى مرده را
بِاَنْ كَشَفْتَ عَنْ نُورِ وِلادَتِهِ ظُلَمَ الاْسْتارِ وَاَلْبَسْتَ حَرَمَكَ
به اينكه برطرف كردى از نور ولادتش پرده هاى تاريك را و پوشاندى به حرم خودت
بِهِ حُلَلَ الاْنْوارِ اَللّهُمَّ فَكَما خَصَصْتَهُ بِشَرَفِ هذِهِ الْمَرْتَبَةِ الْكَريمَةِ
به وسيله اش خلعت هاى روشنى و انوار خدايا همچنانكه او را مخصوص داشتى به شرافت اين مرتبه گرامى
وَذُخْرِ هذِهِ الْمَنْقَبَةِ الْعَظيمَةِ صَلِّ عَلَيْهِ كَما وَفى بِعَهْدِكَ وَبَلَّغَ رِسالاتِكَ
و ذخيره كردن اين منقبت بزرگ درود فرست بر او چنانچه به عهدت وفا كرد و رسالتهاى تو را تبليغ كرد
وَقاتَلَ اَهْلَ الْجُحُودِ عَلى تَوْحيدِكَ وَقَطَعَ رَحِمَ الْكُفْرِ فى اِعْزازِ دينِكَ
و در راه پيشرفت توحيد تو با منكرانت پيكار كرد و براى سربلند كردن دين تو خويشى خود را با اهل كفر قطع كرد
وَلَبِسَ ثَوْبَ الْبَلْوى فى مُجاهَدَةِ اَعْدآئِكَ وَاَوْجَبْتَ لَهُ بِكُلِّ اَذًى مَسَّهُ
و به تن كرد جامه بلا را براى جهاد كردن با دشمنانت و تو نيز در مقابل هر اذيتى كه به او رسيد
اَوْ كَيْدٍ اَحَسَّ بِهِ مِنَ الْفِئَةِ الَّتى حاوَلَتْ قَتْلَهُ فَضيلَةً تَفُوقُ الْفَضآئِلَ
يا هرنقشه اى كه احساس كرد از دشمنى كه قصد كشتنش را داشتند فضيلتى براى او واجب كردى كه برترى جويد بر ساير فضائل
وَيَمْلِكُ بِهَا الْجَزيلَ مِنْ نَوالِكَ وَقَدْ اَسَرَّ الْحَسْرَةَ وَاَخْفَى الزَّفْرَةَ
و دارا شود بدان عطاى شايانت را كه براستى آن بزرگوار حسرت خود را نهان داشت
وَتَجَرَّعَ الْغُصَّةَ وَلَمْ يَتَخَطَّ ما مَثَّلَ لَهُ وَحْيُكَ
وشراره هاى اندوه جان فرسا را پنهان كرد وجرعه هاى غصه را فرو داد و از آنچه وحى تو برايش معين كرده بود پافراتر نگذاشت
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ صَلوةً تَرْضاها لَهُمْ وَبَلِّغْهُمْ مِنّا تَحِيَّةً كَثيرَةً وَسَلاماً
خدايا درود فرست بر او و بر خاندانش درودى كه خودت براى آنها بپسندى و برسان از ما به آنها تحيتى بسيار و سلامى
وَآتِنا مِنْ لَدُنْكَ فى مُوالاتِهِمْ فَضْلاً وَاِحْساناً وَرَحْمَةً وَغُفْراناً اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ
كامل و بده به ما از جانب خود در دوستى ايشان فزونى نعمت و احسان و رحمت و آمرزشى كه براستى توئى صاحب فضل بزرگ
پس چهارركعت نماز زيارت بكن به دو سلام با هر سوره كه خواهى و چون فارغ شوى تسبيح فاطمه زهراسلام الله عليها را بخوان پس بگو
:  
اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ لِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْه وَ الِهِ وَلَوْ اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ جآؤُكَ
خدايا تو خود به پيغمبرت محمد صلى اللّه عليه و آله فرمودى : ((و اگر ايشان به خود ستم كنند و نزد تو آيند
فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحيماً
و از خدا آمرزش خواهند و پيغمبر نيز براى آنها آمرزش طلب كند حتماً مى يابند خدا را توبه پذير و مهربان ))
وَلَمْ اَحْضُرْ زَمانَ رَسُولِكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ السَّلامُ اَللّهُمَّ وَقَدْ زُرْتُهُ راغِباً
و من زمان رسول تو را - كه سلام بر او و آلش باد - درك نكردم خدايا اكنون او را از روى شوق زيارت كرده
تائِباً مِنْ سَيِّىِ عَمَلى وَمُسْتَغْفِراً لَكَ مِنْ ذُنُوبى مُقِرّاً لَكَ بِها
و از كار بدم توبه خواهم و از گناهانم به درگاه آمرزش جويم و اقرار بدان گناهانم نيز دارم
وَاَنْتَ اَعْلَمُ بِها مِنّى وَمُتَوَجِّهاً اِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ
و تو خود آنها را بهتر از من مى دانى و توجه كنم به درگاهت بوسيله پيامبر رحمت درودهاى تو بر او و آلش باد
فَاجْعَلْنِى اللّهُمَّ بِمُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ عِنْدَكَ وَجيهاً فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ
پس قرار ده خدايا به حق محمد و خاندانش مرا آبرومند پيش خود در دنيا و آخرت
وَمِنَ الْمُقَرَّبينَ يا مُحَمَّدُ يا رَسُولَ اللّهِ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى يا نَبِىَّ اللّهِ
و از نزديكانت ، اى محمد اى رسول خدا پدر و مادرم به فدايت اى پيامبر خدا
يا سَيِّدَ خَلْقِ اللّهِ اِنّى اَتَوَجَّهُ بِكَ اِلىَ اللّهِ رَبِّكَ وَرَبّى لِيَغْفِرَ لى ذُنُوبى
اى آقاى خلق خدا من بوسيله تو رو كنم به درگاه خدا پروردگار تو و پروردگارم تا بيامرزد گناهانم را
وَيَتَقَبَّلَ مِنّى عَمَلى وَيَقْضِىَ لى حَوآئِجى فَكُنْ لى شَفيعاً
و بپذيرد از من كردارم را و برآورد حاجاتم را پس تو هم شفيع من باش
عِنْدَ رَبِّكَ وَرَبّى فَنِعْمَ الْمَسْئُولُ الْمَوْلى رَبّى وَنِعْمَ الشَّفيعُ
در پيشگاه پروردگارت و پروردگار من زيرا كه نيكو خدائى است كه از او درخواست شود مولا و پروردگار من وتو هم نيكو شفيعى هستى
اَنْتَ يا مُحَمَّدُ عَلَيْكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِكَ السَّلامُ اَللّهُمَّ وَاَوْجِبْ لى
اى محمد كه بر تو و اهل بيتت سلام باد خدايا و واجب گردان براى من
مِنْكَ الْمَغْفِرَةَ وَالرَّحْمَةَ وَالرِّزْقَ الْواسِعَ الطَّيِّبَ النّافِعَ كَما اَوْجَبْتَ
از نزد خود آمرزش و رحمت و روزى فراخ پاكيزه و سودمند چنانچه واجب گرداندى
لِمَنْ اَتى نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَهُوَ حَىُّ فَاَقَرَّ لَهُ بِذُنُوبِهِ
براى كسى كه به نزد پيامبرت محمد - كه درودهاى تو بر او و آلش باد - در زمان حيات او مى آمد و اقرار به گناهانش مى كرد
وَاسْتَغْفَرَ لَهُ رَسُولُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ السَّلامُ فَغَفَرْتَ لَهُ بِرَحْمَتِكَ
و رسول تو عليه و آله السلام برايش آمرزش مى خواست و تو هم او را مى آمرزيدى به رحمتت
يا اَرْحَمْ الرّاحِمينَ اَللّهُمَّ وَقَدْ اَمَّلْتُكَ وَرَجَوْتُكَ وَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ
اى مهربانترين مهربانان خدايا براستى من به تو آرزومندم و به تو اميد كردم و در حضورت ايستاده
وَرَغِبْتُ اِلَيْكَ عَمَّنْ سِواكَ وَقَدْ اَمَّلْتُ جَزيلَ ثَوابِكَ وَاِنّى لَمُقِرُّ غَيْرُ مُنْكِرٍ
و ميل به تو كردم از ما سواى تو و من آرزوى پاداش شايان تو را دارم و براستى من اقرار دارم و منكر نيستم
وَتائِبٌ اِلَيْكَ مِمَّا اقْتَرَفْتُ وَعآئِذٌ بِكَ فى هذَا الْمَقامِ مِمّا قَدَّمْتُ مِنَ الاْعْمالِ التَّى
و توبه كننده ام بسويت از گناهانى كه مرتكب شدم و پناه جويم به تو در اين جايگاه از آن اعمالى كه
تَقَدَّمْتَ اِلَىَّ فيها وَنَهَيْتَنى عَنْها وَاَوْعَدْتَ عَلَيْهَا الْعِقابَ
جلوتر از خود فرستادم همانهائى را كه پيش از آنكه من انجام دهم تو بر من سبقت گرفته و مرا از آنها نهى فرمودى و برانجامش تهديد به عقاب
وَاَعُوذُ بِكَرَمِ وَجْهِكَ اَنْ تُقيمَنى مَقامَ الْخِزْىِ
و كيفرم كردى و پناه برم به ذات بزرگوارت از اينكه مرا در مقام رسوائى
وَالذُّلِّ يَوْمَ تُهْتَكُ فيهِ الاْسْتارُ وَتَبْدُو فيهِ الاْسْرارُ وَالْفَضائِحُ
و خوارى بپادارى در آن روزى كه پرده ها در آن روز دريده شود و اسرار و رسوائيها در آن روز آشكار گردد
وَتَرْعَدُ فيهِ الْفَرايِصُ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَالنَّدامَةِ يَوْمَ الاْفِكَةِ يَوْمَ الاْزِفَةِ
و اندامها از دهشتش بسختى بلرزد، روز حسرت و پشيمانى روز سختى روزى كه بزودى بيايد
يَوْمَ التَّغابُنِ يَوْمَ الْفَصْلِ يَوْمَ الْجَزآءِ يَوْماً كانَ مِقْدارُهُ خَمْسينَ اَلْفَ سَنَةٍ
روز مغبون شدن روز جدائى (و فصل امور) روز پاداش روزى كه اندازه اش پنجاه هزار سال است
يَوْمَ النَّفْخَةِ يَوْمَ تَرْجُفُ الرّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرّادِفَهُ يَوْمَ النَّشْرِ
روز دميدن روزى كه بلرزاند زمين را لرزاننده (يا نفخه صور) كه بدنبالش لرزاننده ديگر آيد روز نشر (نامه عمل )
يَوْمَ الْعَرْضِ يَوْمَ يَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخيهِ
روز عرض اعمال روزى كه بپاخيزند مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان روزى كه بگريزد شخص از برادر
وَاُمِّهِ وَاَبيهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنيهِ يَوْمَ تَشَقَّقُ الاْرْضُ وَاَكْنافُ السَّمآءِ
و مادر و پدر و همسر و فرزندانش روزى كه شكافته شود زمين و اطراف آسمان
يَوْمَ تَاْتى كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها يَوْمَ يُرَدُّونَ اِلَى اللّهِ
روزى كه بيايد هر كسى و تنها از خود دفاع كند روزى كه بازگردند به پيشگاه خدا
فَيُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ لا يُغْنى مَوْلىً عَنْ مَوْلىً شَيْئاً وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ
پس باخبرشان سازد بدانچه انجام داده اند روزى كه سود ندهد دوستى به دوستى به هيچ وجه و نه يارى شوند
اِلاّ مَنْ رَحِمَ اللّهُ اِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الرَّحيمُ يَوْمَ يُرَدُّونَ اِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ
جز آنكس كه خدا بدو رحم كند كه براستى او عزيز و مهربان است روزى كه بازگردند بسوى داناى غيب و شهود
يَوْمَ يُرَدُّونَ اِلَى اللّهِ مَوْليهُمُ الْحَقِّ يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الاْجْداثِ سِراعاً
روزى كه بازگردند بسوى خدا سرپرست حقيقى آنها روزى كه بيرون آيند از گورها شتابان
كَاَنَّهُمْ اِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ وَكَاَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ
گوئى آنها بسوى نشانه و علمى مى دوند و گوئى ملخهائى هستند پراكنده
مُهْطِعينَ اِلَى الدّاعِ اِلَى اللّهِ يَوْمَ الْواقِعَةِ يَوْمَ تُرَجُّ الاْرْضُ رَجّاً
كه چشم دوخته اند بسوى خواننده بسوى خدا روز واقعه روزى كه بلرزد زمين بسختى
يَوْمَ تَكُونُ السَّمآءُ كَالْمُهْلِ وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ وَلا يُسْئَلُ حَميمٌ
روزى كه آسمان چون سرب گداخته گردد و كوهها چون پنبه زده شده و هيچ خويشى از حال خويش
حَميماً يَوْمَ الشّاهِدِ وَالْمَشْهُودِ يَوْمَ تَكُونُ الْمَلاَّئِكَةُ صَفّاً صَفّاً
خود پرسش نشود روز شاهد و مشهود روزى كه فرشتگان صف به صف گردند
اَللّهُمَّ ارْحَمْ مَوْقِفى فى ذلِكَ الْيَوْمِ بِمَوْقِفى فى هذَا الْيَوْمِ
خدايا رحم كن به وضع و حالم در آن روز به وضعى كه در اين روز دارم و در آن جايگاه
وَلا تُخْزِنى فى ذلِكَ الْمَوْقِفِ بِما جَنَيْتُ عَلى نَفْسى وَاجْعَلْ يا رَبِّ فى ذلِكَ الْيَوْمِ
مرا رسوا مكن به سبب آن جناياتى كه بر خود كردم و قرار ده پروردگارا در آن روز
مَعَ اَوْلِيآئِكَ مُنْطَلَقى وَفى زُمْرَةِ مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مَحْشَرى
با اولياء خود راه مرا و در زمره محمد و خاندانش عليهم السلام حشر مرا
وَاجْعَلْ حَوْضَهُ مَوْرِدى وَفِى الْغُرِّ الْكِرامِ مَصْدَرى
و حوض او را ورودگاه من قرار ده و در ميان سفيدرويان گرامى بازگشتگاهم را
وَاَعْطِنى كِتابِى بِيَمينى حَتّى اَفُوزَ بِحَسَناتى وَتُبَيِّضَ بِهِ وَجْهى
و بده نامه عملم را بدست راستم تا سعادتمند شوم بوسيله حسناتم و سفيد گردان بدان وسيله رويم را
وَتُيَسِّرَ بِهِ حِسابِى وَتُرَجِّحَ بِهِ ميزانى وَاَمْضِىَ مَعَ الْفآئِزينَ
و آسان كن بدان حسابم را و سنگين كن بدان كفه ميزانم را و به همراه رستگاران
مِنْ عِبادِكَ الصّالِحينَ اِلى رِضْوانِكَ وَجِنانِكَ اِلهَ الْعالَمينَ
از بندگان شايسته ات بسوى رضوان و بهشتت بروم اى معبود جهانيان
اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ تَفْضَحَنى فى ذلِكَ الْيَوْمِ بَيْنَ يَدَىِ الْخَلايِقِ بِجَريرَتى
خدايا به تو پناه برم از اينكه رسوايم كنى در آن روز در پيش روى خلايق به جنايت و گناهم
اَوْ اَنْ اَلْقَى الْخِزْىَ وَالنَّدامَةَ بِخَطيئَتى اَوْ اَنْ تُظْهِرَ فيهِ سَيِّئاتِى عَلى حَسَناتى
يا دچار رسوائى و پشيمانى گردم بواسطه خطايم يا چيره سازى اعمال بدم را بر كارهاى نيكم
اَوْ اَنْ تُنَوِّهَ بَيْنَ الْخَلائِقِ بِاسْمى يا كَريمُ يا كَريمُ الْعَفْوَ الْعَفْوَ السَّتْرَ السَّتْرَ
يا بخوانى مرا در ميان خلائق به نامم اى بزرگوار اى بزرگوار گذشت خواهم گذشت پرده پوشى كن پرده پوشى
اَللّهُمَّ وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ يَكُونَ فى ذلِكَ الْيَوْمِ فى مَواقِفِ الاْشْرارِ مَوْقِفى اَوْ فى مَقامِ الاْشْقيآءِ مَقامى
خدايا و پناه مى برم به تو از اينكه در آن روز جايگاهم در ميان جايگاه اشرار باشد يا توقفگاهم در جاى بدبختان قرار گيرد
وَاِذا مَيَّزْتَ بَيْنَ خَلْقِكَ فَسُقْتَ كُلاًّ بِاَعْمالِهِمْ زُمَراً اِلى مَنازِلِهِمْ
و هنگامى كه جدا كنى ميان خلق خود را و هر يك را به اعمال خودشان دسته دسته بسوى منزلهاشان سوق دهى
فَسُقْنى بِرَحْمَتِكَ فى عِبادِكَ الصّالِحينَ وَفى زُمْرَةِ اَوْلِيآئِكَ الْمُتَّقينَ اِلى جَنّاتِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ
پس مرا به رحمت خود در زمره بندگان شايسته ات سوق ده و در زمره دوستان پرهيزكارت بسوى باغهاى بهشتت ببر اى پروردگار جهانيان
پس وداع كن آن حضرت را و بگو :
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْبَشيرُ النَّذيرُ
سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى مژده دهنده و بيم دهنده
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا السِّراجُ الْمُنيرُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا السَّفيرُ بَيْنَ اللّهِ
سلام بر تو اى چراغ تابناك سلام بر تو اى سفير بين خدا
وَبَيْنَ خَلْقِهِ اَشْهَدُ يا رَسُولَ اللّهِ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِى الاْصْلابِ
و خلق گواهى دهم اى رسول خدا كه تو نورى بودى در صلبهاى
الشّامِخَةِ وَالاْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِيَّةُ بِاَنْجاسِها
ارجمند و رحمهاى پاكيزه كه آلوده ات نكرد دوران جاهليت به نجاستهايش
وَلَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمّاتِ ثِيابِها وَاَشْهَدُ يا رَسُولَ اللّهِ اَنّى مُؤْمِنٌ بِكَ
و نپوشانيدت از جامه هاى چركينش و گواهى دهم اى رسول خدا كه من به تو ايمان دارم
وَبِالاْئِمَّةِ مِنْ اَهْلِ بَيْتِكَ مُوقِنٌ بِجَميعِ ما اَتَيْتَ بِهِ راضٍ مُؤْمِنٌ
و به امامان از اهل بيت تو يقين دارم و به تمام آنچه تو آورده اى خوشنود و معتقدم
وَاَشْهَدُ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ اَهْلِ بَيْتِكَ اَعْلامُ الْهُدى وَالْعُرْوَةُ الْوُثقى
و گواهى دهم كه امامان از اهل بيت تو مشعلهاى هدايت و ريسمان محكم حق هستند
وَالْحُجَّةُ عَلى اَهْلِ الدُّنْيا اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيارَةِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ
و بر اهل دنيا حجتند خدايا قرار مده اين زيارتم را آخرين زيارت پيغمبرت - كه بر او و آلش سلام باد -
السَّلامُ وَاِنْ تَوَفَّيْتَنى فَاِنّى اَشْهَدُ فى مَماتى عَلى ما اَشْهَدُ عَلَيْهِ
و اگر مرا ميراندى پس من گواهى دهم در مرگم بر آنچه گواهى دادم بدان
فى حَيوتى اَنَّكَ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ
در زندگيم كه همانا توئى خدائى كه معبودى جز تو نيست يگانه اى كه شريك ندارى
وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ وَاَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ اَهْلِ بَيْتِهِ
و همانا محمد بنده و رسول تو است و همانا امامان از اهل بيت او
اَوْلِيآؤُكَ وَاَنْصارُكَ وَحُجَجُكَ عَلى خَلْقِكَ وَخُلَفآؤُكَ فى عِبادِكَ
اولياء و ياران و حجتهاى تواءند بر خلقت و جانشينان تواءند در بندگانت
وَاَعْلامُكَ فى بِلادِكَ وَخُزّانُ عِلْمِكَ وَحَفَظَةُ سِرِّكَ وَتَراجِمَةُ وحْيِكَ
و مشعلهاى تواءند در شهرهايت و خزينه داران دانشت و نگهبانان راز تواءند و ترجمانهاى وحى تواءند
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَبَلِّغْ رُوحَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و برسان به روح پيمبرت محمد و آل او
فى ساعَتى هذِهِ وَفى كُلِّ ساعَةٍ تَحِيَّةً مِنّى وَسَلاماً وَالسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ
در اين ساعت و در هر ساعت تحيت و سلامى از جانب من و سلام بر تو اى رسول خدا
وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ لا جَعَلَهُ اللّهُ آخِرَ تَسْليمى عَلَيْكَ
و رحمت خدا و بركاتش ، قرار ندهد خدا اين سلام را آخرين سلام من بر شما
شيخ در مصباح و سيّد در جمال الا سبوع در اعمال روز جمعه فرموده اند كه مستحب است زيارت حضرت رسول و ائمه عَليهمُ السلام در روز جمعه و روايت كرده اند از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود هر كه خواهد زيارت كند قبر رسول خدا و قبر اميرالمؤ منين و فاطمه و حسن و حسين و قبرهاى ساير حجج طاهره عَليهمُ السلام را و در شهر خود باشد پس در روز جمعه غسل كند و دو جامه پاكيزه بپوشد و بيرون رود به صحرائى و به روايت ديگر بر بام خانه اى بالا رود پس چهار ركعت نماز بگذارد با هر سوره كه ميسّر شود پس چون تشهّد و سلام نماز دهد برخيزد رو به قبله و بگويد:
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ
سلام بر تو اى پيامبر و رحمت خدا و بركاتش
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ الْمُرْسَلُ وَالْوَصِىُّ الْمُرْتَضى وَالسَّيِّدَةُ الْكُبْرى
سلام بر تو اى پيامبر مرسل و (بر تو اى ) وصى پسنديده و (بر تو اى ) بانوى بزرگ
وَالسَّيِّدَةُ الزَّهْرآءُ وَالسِّبْطانِ الْمُنْتَجَبانِ وَالاْوْلادُ الاْعْلامُ وَالاُْمَنآءُ الْمُنْتَجَبُونَ
و بانوى محترم اى زهرا و بر شما اى دو سبط برگزيده و بر شما اى فرزندان بزرگوار و امينهاى برگزيده من
جِئْتُ اِنْقِطاعاً اِلَيْكُمْ وَاِلى آبائِكُمْ وَوَلَدِكُمُ الْخَلَفِ عَلى بَرَكَةِ الْحَقِّ
از همه بريده و آمده ام بسوى شما و بسوى پدران شما و فرزندتان آن يادگار شايسته به بركت خدا
فَقَلْبى لَكُمْ مُسَلِّمٌ وَنُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى يَحْكُمَ اللّهُ بِدينِهِ
پس دلم تسليم شما است و ياريم برايتان آماده است تا خدا بوسيله دين خودش (در زمين ) حكم كند
فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ اِنّى لَمِنَ الْقائِلينَ بِفَضْلِكُمْ مُقِرُّ بِرَجْعَتِكُمْ
پس با شمايم با شما نه با دشمن شما و براستى من قائلم به فضل شما و اقرار دارم به رجعت شما
لا اُنْكِرُ لِلّهِ قُدْرَةً وَلا اَزْعَمُ اِلاّ ما شآءَ اللّهُ سُبْحانَ اللّهِ ذِى الْمُلْكِ
و انكار ندارم هيچگونه قدرتى را براى خدا و نه پندارم جز آنچه خدا خواهد منزه است خدا صاحب ملك
وَالْمَلَكُوتِ يُسَبِّحُ اللّهَ بِاَسْمآئِهِ جَميعُ خَلْقِهِ وَالسَّلامُ عَلى اَرْواحِكُمْ وَاَجْسادِكُمْ
و ملكوت تسبيح خدا گويند تمامى خلق بوسيله اسامى خدا و سلام بر ارواح شما و اجسادتان
وَالسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ
و سلام بر شما و رحمت خدا و بركاتش

 

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/12ساعت 15:51 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

التماس دعا

زيارت حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله

امّا كيفيّت زيارت حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله پس چنين است هرگاه وارد شدى انشاءاللّه تعالى مدينه پيغمبرصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله پس غسل كن براى زيارت و چون خواستى داخل مسجد آن حضرت شوى بايست نزد در و بخوان آن اذن دخول اوّل را و داخل شو از در جبرئيل و مقدّم دار پاى راست را در وقت دخول پس صد مرتبه اَللّهُ اَكْبَرُ بگو پس دو ركعت نماز تحيّت مسجد بگذار و برو به سمت حجره شريفه و دست بمال بر آن و ببوس آن را و بگو :
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نَبِىَّ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدَُ بْنَ عَبْدِ اللّهِ
سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى پيغمبر خدا سلام بر تو اى محمد فرزند عبداللّه
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خاتَِمَ النَّبِيّينَ اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسالَةَ وَاَقَمْتَ
سلام بر تو اى خاتم پيمبران گواهى دهم كه تو رسالت را رساندى و
الصَّلوةَ وَ اتَيْتَ الزَّكوةَ وَاَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ
نماز را برپا داشتى و زكات دادى و امر كردى به معروف و نهى كردى از كار بد
وَعَبَدْتَ اللّهَ مُخْلِصاً حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ فَصَلَواتُ اللّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ
و عبادت كردى خدا را از روى اخلاص تا مرگ به سراغت آمد پس درودهاى خدا بر تو باد و رحمتش
وَعَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ
و بر خاندان پاكيزه ات
پس بايست نزد ستون پيش كه از جانب راست قبر است رو به قبله كه دوش چپ به جانب قبر باشد و دوش راست به جانب منبر كه آن موضع رسول خداصلى الله عليه و آله است و بگو:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ
گواهى دهم كه معبودى نيست جز خداى يگانه اى كه شريك ندارد
وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ رَسُولُ اللّهِ وَاَنَّكَ
و گواهى دهم كه محمد بنده و رسول او است و گواهى دهم كه توئى رسول خدا و همانا
مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِاللّهِ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبِّكَ وَنَصَحْتَ
توئى محمد بن عبداللّه و گواهى دهم كه رسالت پروردگارت را رساندى و براى
لاُِمَّتِكَ وَجاهَدْتَ فى سَبيلِ اللّهِ وَعَبَدْتَ اللّهَ حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ
امتت خيرخواهى كردى و در راه خدا جهاد كردى و خدا را پرستش كردى تا مرگت فرا رسيد
بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَاَدَّيْتَ الَّذى عَلَيْكَ مِنَ الْحَقِّ وَاَنَّكَ
بوسيله حكمت و پند نيك و آنچه را از حق به عهده داشتى ادا كردى و براستى تو
قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنينَ وَغَلُظْتَ عَلَى الْكافِرينَ فَبَلَّغَ اللّهُ بِكَ اَفْضَلَ
نسبت به مؤ منان مهربان و نسبت به كافران سخت گير بودى خدايت به بهترين
شَرَفِ مَحَلِّ الْمُكَرَّمينَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذىِ اِسْتَنْقَذَنا بِكَ مِنَ الشِّرْكِ
شرافت جايگاه گراميان برساند ستايش خدائى را است كه ما را بوسيله جناب تو از شرك
وَالضَّلالَةِ اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ صَلَواتِكَ وَصَلَواتِ مَلاَّئِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ
و گمراهى نجات بخشيد خدايا پس درودهاى خود و درودهاى فرشتگان مقربت
وَاَنْبِياَّئِكَ الْمُرْسَلينَ وَعِبادِكَ الصّالِحينَ وَاَهْلِ السَّمواتِ
و پيمبران مرسلت و بندگان شايسته ات و ساكنان آسمانها
وَالاْرَضينَ وَمَنْ سَبَّحَ لَكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ مِنَ الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ
و زمينها و هر كه را براى تو اى پروردگار جهانيان تسبيح گويند از اولين و آخرين
عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ وَاَمينِكَ وَنَجِيِّكَ وَحَبيبِكَ
همه را يكجا قرار ده براى محمد بنده و رسولت و پيامبرت و امين (بر وحيت ) و همرازت و حبيبت
وَصَفِيِّكَ وَخآصَّتِكَ وَ صَفْوَتِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ اَللّهُمَّ اَعْطِهِ
و دوست خالص و مخصوصت و برگزيده و منتخب تو از ميان خلقت خدايا به محمد درجه
الدَّرَجَةَ الرَّفيعَةَ وَ اتِهِ الْوَسيلَةَ مِنَ الْجَّنَةِ وَابْعَثْهُ مَقاماً مَحْمُوداً
بلندى عطا فرما و مقام وسيله را در بهشت به او بده و به مقام پسنديده اى او را برگزين
يَغْبِطُهُ بِهِ الاْوَّلُونَ وَالاْ خِرُونَ اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ وَلَوْ اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا
كه غبطه خورند به او اولين و آخرين خدايا تو فرمودى ((و اگر ايشان در آن هنگام كه به خود ستم كردند
اَنْفُسَهُمْ جآؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ
به نزد تو آيند و از خدا آمرزش خواهند و پيغمبر هم براى ايشان آمرزش بخواهد همانا بيابند خداى را
تَوّاباً رَحيماً وَاِنّى اَتَيْتُكَ مُسْتَغْفِرًا تآئِباً مِنْ ذُنُوبى وَاِنّى اَتَوَجَّهُ بِكَ
بسيار توبه پذير و مهربان )) و من آمرزشخواهانه به درگاهت آمده و توبه از گناهانم كردم و من بوسيله تو
اِلَى اللّهِ رَبّى وَرَبِّكَ لِيَغْفِرَ لى ذُنُوبى
رو به خدائى كرده ام كه پروردگار من و تو است تا بيامرزد گناهانم را
و اگر تو را حاجتى باشد بگردان قبر مطهّر را در پشت كتف خود و رو به قبله كن و دستها را بردار و حاجت خود را بطلب بدرستى كه سزاوار است كه برآورده شود اِنْشاءَاللّهُ تَعالى و ابن قولويه به سند معتبر روايت كرده از محمّد بن مسعود كه گفت ديدم حضرت صادق عليه السلام را كه به نزد قبر حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله آمد و دست مبارك خود را بر قبر گذاشت و گفت :
اَسْئَلُ اللّهَ الَّذِى اجْتَباكَ وَاخْتارَكَ وَهَداكَ
مى خواهم از خدائى كه تو را برگزيد و انتخابت فرمود و راهنمائيت كرده
وَهَدى بِكَ اَنْ يُصَلِّىَ عَلَيْكَ پس فرمود:
و بوسيله ات ديگران را هدايت فرمود كه بر تو درود فرستد  
اِنَّ اللّهَ وَمَلاَّئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى
همانا خدا و فرشتگانش درود فرستند بر
النَّبِىِّ يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا صَلّوُا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْليما
پيغمبر اى كسانى كه ايمان آورده ايد درود فرستيد بر او و تحيت فرستيد تحيتى كامل
شيخ در مصباح فرموده كه چون فارغ شدى از دعاء در نزد قبر شريف پس برو به نزد منبر و دست بر آن بمال و بگير دُو قبّه پائين منبر را كه مثل انار مى ماند و به مال صورت و چشمهاى خود را به آن پس بدرستى كه در آن شفاى چشم است و بايست نزد منبر و حمد و ثناى الهى بجا آور و حاجت خود را بطلب پس بدرستى كه رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله فرمود كه مابين قبر و منبر من باغى است از باغهاى بهشت و منبر من بر درى است از درهاى بهشت پس ‍ مى روى به مقام نبى صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله و نماز مى كنى در آنجا آنچه خواهى و نماز بسيار كن در مسجد پيغمبرصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله پس بدرستى كه نماز در آن معادل با هزار نماز است و هرگاه داخل مسجد مى شوى يا بيرون مى روى صلوات بفرست بر آن حضرت و نماز گذار در خانه فاطمه صَلَواتُاللّه عَلَيها و برو در مقام جبرئيل عليه السلام و آن در زير ناودان است پس بدرستى كه محلّ ايستادن جبرئيل عليه السلام در وقت اذن دخول خواستن از پيغمبرصلى الله عليه و آله آنجا بوده و بگو:
اَسْئَلُكَ اَىْ جَوادُ اَىْ كَريمُ اَىْ قَريبُ اَىْ بَعيدُ
از تو خواهم اى بخشنده اى بزرگوار اى نزديك اى دور
اَنْ تَرُدَّ عَلَىَّ نِعْمَتَكَ
كه برگردانى بر من نعمتت را

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/11ساعت 15:48 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 

چون پاسی از شب می گذشت رسول خدا از بستر بر می خاست و پس از گرفتن وضو

و زدن مسواک و تلاوت

آیاتی چند از قرآن کریم در گوشه ای به عبادت می پرداخت و

 اشک می ریخت .

بعضی از همسرانش که اورا به این حال می دیدند می گفتند :

 تو که گناهی نداری چرا اینقدر اشک می ریزی ؟

می فرمود : آیا بنده شاکر خدا نباشم ؟

ام سلمه می گوید : شبی پیامبر در خانه من بود نیمه شب او را نیافتم

به سراغش شتافتم دیدم در تاریکی

ایستاهد دستها را بلند کرده اشک می ریزد و می گوید: خدایا !

 نعمت هایی که به من داده ای از من مگیر

دشمنم را خشنود مکن به بلاهایی که مرا از آنها نجات دادی

گرفتارم مکن حتی به اندازه چشم برهمزدنی مرا به

خود وامگذار . به او گفتم پدر و مادرم فدایت شوند شما که بخشوده شده ای !

فرمود : هیچ کس از خدا بی نیاز

نیست . حضرت یونس آنی به خود واگذار شد در شکم ماهی زندانی شد .

به هنگام نماز می لرزید و هرگاه نماز را به تنهایی می خواند

رکوع و سجده آن را طول می داد ولی هر گاه به

جماعت نماز می خواند بسیار عادی و ساده برگزار می کرد. به یکی از یارانش که

امام جماعت سایر مسلمانان

شده بود سفارش فرمود : هرگاه با مردم به نماز می ایستی سعی کن بعد از حمد

سوره کوچکی قرائت کنی و نماز را طول ندهی .

 

 

 

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/11ساعت 11:23 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 

در یتیمی خداوند به او ماوا داد : (الم یجدک یتیما فاوی)

تحیر او را برطرف کرد : (ووجدک ضالا فهدی)

فقر او را برطرف نمود : (و وجدک عائلا فاغنی)

فشار روحی را از او برداشت : (الم نشرح لک صدرک)

فشار های کمر شکن اجتماعی را نیز از او برداشت : (و وضعنا عنک وزرک الذی انقض ظهرک)

اگر روزی مجبور به هجرت و ترک وطن شد روزگاری با عزت مکه را فتح کرد و به وطن بازگشت .

اگر روزی هر چه گفت کسی گوش نکرد در عوض روزی را دید که مردم دسته دسته وارد اسلام می شد .

( یدخلون فی دین الله لفواجا )

و

.

.

.

 

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/10ساعت 23:4 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

وجود پیامبر منتی بود بر بشریت : (من الله علی المومنین)

رحمتی بود برای هستی : (رحمته للعالمین )

الگوی ابدی بود باری نسل بشر : (فی رسول الله اسوه حسنه )

گواه و شاهدی بود بر همه ی انبیا : (جئنا بک علی هولا شهیدا )

خداوند دو وصف رافت و رحمت را که از اوصاف الهی است برای پیامبرش نیز آورده است : (رئوف رحیم)

اگر به مکه سوگند می خورد به خاطر حضور پیلمبر در آنجاست : (لا اقسم بهذا البلد و نات حل بهذاالبلد)

اگر ما برای یک لحظه بر او صلوات می فرستیم آفریدگار هستی

 و فرشتگان معصوم دائما بر پیامبر صلوات می فرستند : (ان الله و ملائکه یصلون علی النبی )

خداوندی که دنیا را اندک و قلیل می شمرد :( متاع الدنیا قلیل)

خلق پیامبر را عظیم می داند : (انک لعلی خلق عظیم)

ما فراموشکاریم اما خداوند وعده داده که آنچه بر پیامبرش نازل کرده هرگز آن را فراموش نکند :

(سنقرئک فلا تنسی)

عزت برای خدا ورسول است : (و لله العزه و لرسوله )

از خداو رسول اطاعت کنید : (اطیعوا الله و اطیعو الرسول )

خدا و رسول را یاری کنید : (ینصرون الله  ورسوله )

دعوت خدا و رسول را اجابت کنید : (استجیبو لله و للرسول)

 

لينك ثابت نوشته شده در 85/12/10ساعت 22:56 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 Picture of star

برای مطالعه ی هر کتاب کافیست به روی نام آن کلیک کنید

چکیده تاریخ پیامبر اسلام http://www.ghadeer.org/tarix/ch_tarix/fehrest.htm
تالیف: محمد ابراهیم آیتی

 Picture of star تاريخ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله http://www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/t_payam/fehrest.htm
تالیف: علامه مجلسی
 Picture of star دولت رسول خدا http://www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/dolat/fehrest.htm
تالیف: صالح احمد العلى ترجمه: هادى انصارى
 Picture of star آيت تطهير در كتب دو مكتب http://www.ghadeer.org/aqaed/morteza_asgary/4/fehrest.htm
تالیف: سید مرتضی عسکری
 Picture of star احمد(ص)موعود انجيل http://library.tebyan.net/books1/3858.htm
تالیف: جعفر سبحانی
 Picture of star اخلاق از ديدگاه قرآن پيامبر و عترت http://www.ghadeer.org/akhlagh/didgah_q/fehrest.htm
تالیف: سيد حسين موسوى راد لاهيجى
 Picture of star ارزيابي سياسي و نظامي جنگهاي پيامبر http://www.tooba-ir.com/_book/defa/arzyab/fehrest.htm
تالیف: گروه نويسندگان
 Picture of star از قدس تا کعبه http://library.tebyan.net/books1/5600.htm
تهيه و تنظيم : موسسه تبيان
 Picture of star از هجرت تا رحلت http://www.ghadeer.org/tarix/hej_reh/fehrest.htm
تالیف: سيد على اكبر قريشى
 Picture of star از هجرت تا رحلت http://www.ghadeer.org/site/qasas/lib/hejrat/fehrest.htm
تالیف: سید علی اکبر قرشی
 Picture of star ايمان اجداد رسول خدا(ص) http://library.tebyan.net/books1/6914.htm
تالیف: سیدمحمود مدنى بجستانى
 Picture of star بامداد اسلام http://library.tebyan.net/books1/3459.htm
تاليف: عبد الحسين زرين كوب
 Picture of star برگزيده تاريخ پيامبر اسلام(ص) http://library.tebyan.net/books1/1156.htm
تالیف: محمد ابراهيم آیتی
 Picture of star بزرگداشت ياد انبياء و بندگان صالح خدا http://www.ghadeer.org/aqaed/morteza_asgary/2/fehrest.htm
تالیف: سيد مرتضى عسكرى
 Picture of star پيامبر امى http://www.balagh.net/persian/pro_ahl/16/ummi/index.htm
تالیف: شهيد مطهرى.
 Picture of star پيامبر خدا(ص) و فرصت طلايى حج http://library.tebyan.net/books1/6757.htm
تالیف: بعثه مقام معظم رهبری
 Picture of star پيامبر در مدينه نقطه عطفى در بالندگى دعوت اسلامى http://library.tebyan.net/books1/6879.htm
ترجمه و اقتباس: على حجتى كرمانى
 Picture of star پيامبرى و جهاد http://www.ghadeer.org/aqaed/farsi/2/fehrest1.htm
تالیف: جلال الدين فارسى
 Picture of star تاريخ اسلام از آغاز تا هجرت http://library.tebyan.net/books1/3528.htm
تاليف: علی دوانی
 Picture of star تاريخ اسلام به روايت امام علي(ع) http://library.tebyan.net/books1/5740.htm
تالیف: محمد حسين دانش کيا
 Picture of star تاريخ تحليلي اسلام http://library.tebyan.net/books1/5741.htm
تالیف: محمد نصيری
 Picture of star تاكتيكهاى جنگى رسول خدا(ص) http://www.ghadeer.org/tarix/t_jangi/fehrest.htm
تالیف: على اصغر فيض پور
 Picture of star توسل به پيامبر خدا و تبرك به آثار ايشان http://www.ghadeer.org/aqaed/morteza_asgary/12/fehrest.htm
تالیف: سید مرتضی عسکری
 Picture of star چكيده تاريخ پيامبر اسلام(ص) http://www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/ch-tari/start_frm.html
تاليف: دكتر محمد ابراهيم همتي
 Picture of star حاكميت سياسى معصومان(ع) http://www.nezam.org/persian/books/hakemiyate_siyasie_masooman/index.htm
تالیف:محمد علی رستمیان
 Picture of star حج پيغمبر(ص) 1 http://library.tebyan.net/books1/6912.htm
تالیف: كاظم مديرشانه چى
 Picture of star حدیث معراج http://www.ghadeer.org/hadis/maaraj/1/fehrest.htm
تالیف: سید محمد رضا غیاثی کرمانی.
 Picture of star حِرا، مطلع وحي http://library.tebyan.net/books1/5411.htm
تالیف: مهدی پيشوايی
 Picture of star خاتميت http://www.balagh.net/persian/pro_ahl/16/khatameyyat/index.htm
تالیف: شهيد مطهرى.
 Picture of star خاطرات امیر مومنان http://www.ghadeer.org/site/qasas/lib/khatrat_amir/fehrest.htm
تالیف: شعبان خان صنمى (صبورى)
 Picture of star ختم نبوت http://www.balagh.net/persian/pro_ahl/16/khatm-e-nubuwwat/index.htm
تالیف: شهيد مطهرى.
 Picture of star داستان پيامبران http://www.ghadeer.org/site/qasas/lib/d_payam/fehrest.htm
تالیف: سيد على موسوى گرمارودى
 Picture of star داستانهايى از شان نزول قرآن http://www.ghadeer.org/site/qasas/lib/shan/fehrest.htm
تاليف: على نورالدينى
 Picture of star درآمدي بر تاريخ اسلام (مجموعه مقالات) http://library.tebyan.net/books1/5726.htm
تالیف: سيدحسين فلاح زاده
 Picture of star درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام جلد 1 http://library.tebyan.net/books1/3463.htm
تاليف: رسولي محلاتي
 Picture of star درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام جلد 2 http://library.tebyan.net/books1/3464.htm
تاليف: رسولي محلاتي
 Picture of star درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام جلد 3 http://library.tebyan.net/books1/3465.htm
تاليف: رسولي محلاتي
 Picture of star درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام جلد 4 http://library.tebyan.net/books1/3466.htm
تاليف: رسولي محلاتي
 Picture of star رسالت قرآن و پيامبر(ص) http://www.shirazi.ir/lib/booktitr.asp?bn=42
تالیف: سید محمد شیرازی
 Picture of star رسول اللّه صلىّالله عليه و آله الگوى زندگى http://www.ghadeer.org/social/r_olgo_z/fehrest.htm
تالیف: حبیب الله احمدی
 Picture of star زندگاني پيامبر اسلام(ص) http://library.tebyan.net/books1/3780.htm
زير نظر سيد محمد رضا آقاميري
 Picture of star زندگاني پيامبر اكرم محمد مصطفي(ص) http://library.tebyan.net/books1/3444.htm
تالیف: سيد محمد تقي مدرسي
 Picture of star زندگانى حضرت محمد(ص) http://www.imamalinet.net/k/mohammad/fehrest.htm
تالیف: سيد هاشم رسولى محلاتى
 Picture of star سياست خارجى پیامبر اسلام http://www.ahl-ul-bait.org/newlib/ahlulbait/siyasate_kharejiye_peyambare_islam(s.a)/fehrest.htm
تالیف: سيد غضنفر على جعفرى فائزى
 Picture of star سياهترين هفته تاريخ http://www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/t_siah/tarikh.html
تالیف: على محدث، رويدادهاي چهار روز قبل و سه روز بعد از رحلت رسول اكرم(ص).
 Picture of star سيره اخلاقي معصومين(ع) http://library.tebyan.net/books1/3516.htm
تاليف: محمد جواد مهری
 Picture of star سيرى در سيره نبوى http://www.balagh.net/persian/pro_ahl/16/sirahye-nabawi/index.htm
تالیف: شهيد مطهرى.
 Picture of star شعب ابي طالب http://library.tebyan.net/books1/5417.htm
تاليف: سيد علي قاضي عسکر
 Picture of star شهر مدينه http://library.tebyan.net/books1/5408.htm
تهيه و تنظيم: موسسه تبيان
 Picture of star شهر مکه http://library.tebyan.net/books1/5418.htm
تهيه و تنظيم: موسسه تبيان
 Picture of star شيوه فرماندهي پيامبر http://www.tooba-ir.com/_book/defa/shive/fehrest.htm
تالیف: محمود شيت خطاب
 Picture of star صحابه و تبرك به آثار پيامبر(ص) http://library.tebyan.net/books1/6918.htm
تالیف: محمدتقى رهبر
 Picture of star صوفیه از دیدگاه حضرت پیغمبر اکرم(ص) واهلبیت (ع) http://library.tebyan.net/books1/5779.htm
تهیه و تنظیم: موسسه تبیان
 Picture of star عصمت http://www.al-shia.com/html/far/books/hadith/esmat/index.htm
تالیف: جعفر سبحانی
 Picture of star عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام http://www.ghadeer.org/aqaed/morteza_asgary/10/fehrest.htm
تالیف: سيد مرتضى عسكرى
 Picture of star قصه هاى قرآن http://www.ghadeer.org/site/qasas/lib/doreh/fehrest.htm
تالیف: سيد محمد صوفى دوره كامل قصه هاى قرآن از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء ع.
 Picture of star گريه بر ميت از سنت هاى رسول خداست http://www.ghadeer.org/aqaed/morteza_asgary/1/fehrest.htm
تالیف: سيد مرتضى عسكرى
 Picture of star مباهله از ديدگــاه اهـل سـنت http://www.ahl-ul-bait.org/newlib/ahlulbait/mobaheleh_az_didgah-e_ahle_sonnat/mobahe01.htm
تالیف: مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما
 Picture of star محل دفن عبدالله پدر رسول خدا(ص) http://library.tebyan.net/books1/5896.htm
تاليف: محمد صادق نجمي
 Picture of star محل ولادت رسول خدا(ص) http://library.tebyan.net/books1/5897.htm
تاليف: حَمَد الجاسر/ رسول جعفريان
 Picture of star مروري بر زندگاني پيامبر و امامان http://www.tooba-ir.com/_book/tarikh/moror/fehrest.htm
تالیف: حسن قاسميان
 Picture of star مقايسه دوره جاهليت و اسلام http://www.tooba-ir.com/_book/tarikh/tari1235/fehrest.htm
تالیف: عبدالحسين بينش
 Picture of star منتهي الامال جلد 1 http://www.ghadeer.org/tarix/amal-j1/fehrest.htm
تالیف: مرحوم شیخ عباس قمی تحقیق: صادق حسن زاده باب اول این کتاب در تاریخ خاتم الانبیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم میباشد.
 Picture of star نبوت http://www.balagh.net/persian/pro_ahl/16/nubuwwat/index.htm
تالیف: شهيد مطهرى.
 Picture of star نبوت از ديدگاه امام خمينى http://www.ghadeer.org/aqaed/nabovat_a/fehrest.htm
ناشر: مؤ سسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى
 Picture of star نبوت و رسالت http://www.andisheqom.com/page.php?pg=books-view&id=292
تالیف: فاضل عرفان
 Picture of star همراه با پيامبران در قرآن http://library.tebyan.net/books1/3880.htm
مترجمان: حسین خاكساران و عباس جلالی
 Picture of star وحی و نبوت http://www.ghadeer.org/author/motahary/78/index.htm
تالیف: شهید مطهری.
 Picture of star وضوی پیامبر http://www.al-shia.com/html/far/books/fegh/vozu_nabi/fehrest.htm
تالیف: سید علی شهرستانی
Picture of star يكصد و بيست درس زندگى از سيره حضرت محمد(ص) http://www.ghadeer.org/social/120_d_z/fehrest.htm
تالیف: حميد رضا كفاش
لينك ثابت نوشته شده در 85/11/23ساعت 13:28 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

 
برای مطالعه کلیک کنید
 
 
 
 
پیامبر اکرم (ص) در مثنوی(۱)  

روزي ابوجهل چند سنگ در دست داشت و به پيامبر(ص) گفت كه اگر تو پيامبر و رسولي و فرستاده ي خدا ، بگو كه در مشت من چيست؟ پيامبر (ص) فرمودند كه من بگويم يا اينكه آنچه كه در دستان توست بر رسالت ما گواهي و شهادت دهند ؟ ابوجهل گفت كه اين دومي بهتر است ، و به اذن خدا سنگها در دست ابوجهل بر رسالت پيامبر شهادت دادند ؛ ابوجهل وقتي چنين وضعي را ديد سنگها را برزمين كوبيد و فرار كرد .

شعری از خلیل شفیعی در مدح پیامبر

ای جلوه رخت زده آتش به جان گل
نامت محمد است و نشانت، نشان گل
ميلاد باشكوه تو ای باغبان نور
همزاد نغمه‌خوانی بلبل زمان گل
قرآن تويی چو خيره نظر می‌كنم به نور
گل می‌كند دوباره نگاهم ميان گل

جلوه ی توحید

khabar4_8501302s.jpg

می تراود از نسیم عشق اسرار شرف
می نوازد گوشها را لطف اظهار شرف
بعد از آن بی رونقی های بساط معرفت
حالیا بالا گرفته کار بازار شرف
ظلمت ممتد حیات از دیده ها دزدیده بود
چشم عالم روشن است اینک ز دیدار شرف
جهل گاهی عقل را از صحنه بیرون می کند
کار عقل آنگاه خواهد گشت انکار شرف
زنده در گور جهالت می کند آیات را
تا کجا از ظلم خواهد رفت ادبار شرف

 

لينك ثابت نوشته شده در 85/11/23ساعت 12:38 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |

Image hosting by TinyPic 

سيماي پيامبر اكرم در قران

پيامبر اسلام داراي لقب ها و اوصاف متعددي در قران است،از جمله:

احمد " مُبَشراً برسول ياتي من بعدي اسمه احمد "............. صف(6)

محمّد " محمد رسول الله "............. آل عمران(144)،فتح(29)،محمد(2)،احزاب(40)

عبدالله " و انه لما قام عبد الله يدعوه ".............جن(19)

خاتم النبيين " ولكن رسول الله و خاتم النبيين ".............احزاب(40)

رحمة للعالمين " و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين ".............انبياء(107)

و

.

.

.

.

 

لينك ثابت نوشته شده در 85/11/20ساعت 18:9 توسط محيا السادات هاشمي اردکانی |